چرا مذاکره مستقیم؟

مجید مرادی

در این روزها که صحبت از مذاکره مستقیم پررنگ شده است نباید فراموش کرد که با صدام حسین ۸ سال جنگیدیم اما نهایتا صلح و بعد مذاکره کردیم و حتی برای کنفرانس سران وزیر کابینه هاشمی رفسنجانی به بغداد رفت و از او دعوت کرد به تهران بیاید اما او خودش نیامد. کسی نگفت او ده‌ها هزار جوان ایرانی را کشته و چند استان ما را ویران کرده است.
آن چه مشخص است، مذاکره در وسط جنگ هم عاقلانه است و نشانه ناتوانی و وادادگی و زبونی نیست. هیچ کس اعلام آمادگی آمریکا برای مذاکره را هم نشانه شکست آمریکا نمی‌داند. ایران هم اگر اعلام آمادگی برای مذاکره مستقیم در سطح رؤسا کند عیب و عار نیست. بالاخره همه دنیا دیدند که ایران دست هایش را بالا نبرد و ایستاد و محکم پاسخ تجاوز را داد.
بهانه جویان برای گریز از عادی شدن روابط ایران و آمریکا همیشه دستاویزی داشته‌ و دارند. زمانی که کلینتون در راهروهای سازمان ملل در به در دنبال خاتمی می‌گشت تا با او یک گپ و گفت سر پایی داشته باشد نه جنگی میان ایران و آمریکا رخ داده بود و نه تحریم‌ها به این گستردگی بود و حتی وزیر خارجه او از دخالت کشورش در سقوط دولت ملی محمد مصدق تلویحا عذرخواهی کرد اما همان زمان هم به همین شدت و حدت کنونی در ایران با هر گونه مذاکره مخالفت شد. زمانی که ماکرون و بوریس جانسون تا پشت در اتاق دکتر روحانی رفتند تا او را به ملاقات با ترامپ قانع کنند باز هم حساب و کتاب های تهران مانع شد. هنوز سردار سلیمانی هم ترور نشده بود. اکنون هم مذاکره کردن، بد نیست. به جای این همه واسطه که خودشان هم گیج و خسته شده‌اند از عمان و پاکستان و قطر تا ترکیه و ایتالیا و دیگران، یک بار آن همه فلسفه بافی‌ها و شخم زدن گذشته را کنار باید گذاشت و مستقیم باید با سران آمریکا مذاکره کرد تا ببینیم چه می‌گوید. شاید مستقیم راحت‌تر بتوان به او تفهیم کرد و شر تحریم‌هایش را از سر ملت ایران کم کرد.

دکمه بازگشت به بالا