
«تاب آوری» از تحمل مصائب تا توان برخاستن !
زهرا نژاد بهرام
سونامی سال ۲۰۰۴ و زلزله ۲۰۰۵ در «آچه» و «نیاس» اندونزی خسارت سنگینی به این مناطق وارد کرد و دستگاه حاکمیتی و مردم را با نوعی بهت زدگی همراه با اندوه ویاس همراه ساخت؛ اما شبکه های اجتماعی که بر اساس روابط مختلف شکل گرفته بود، توانست موتور تاب آوری این مناطق را روشن نگاه دارد. شبکههایی از روابط خانوادگی و ملی، پیوندهای دینی و اجتماعی، شبکههای جنسیتی، ارتباطات میان گروهها، رهبران محلی و افراد دارای نقش ارتباطی گسترده، فضای تاب آوری را در این مناطق فعال ساختند؛ به نوعی که توانستند مسیر انتقال اطلاعات، منابع و حمایت اجتماعی را شکل دهند. ازا ینرو تاب آوری منطقی و متفاوت از آنچه شاید در بستر مسائل فنی ذکر میشود، را مشاهد کردیم. تاب آوری بر اساس منطقی انسانی– اجتماعی نه فقط کالبدی. در واقع «تاب آوری شهری» تحمل مصائب و مشکلات شهری نیست؛ بلکه تاب آوری تلاش برای برخیزیدن از دل مشکلات است. شهرهایی که با مشکلات عدیده ای نظیر خرابی های پساجنگ یا در حین جنگ، زلزله و آتشفشان، سیل و حتی اعتراضات فراگیر روبهرو میشوند، معمولا با نوعی توقف یا افول در فعالیت روبهرو خواهند شد. در این شرایط برخی شهرها در مسیر زندگی شهری و در بخش های گوناگون زیرساختی و اجتماعی قادر هستند با بهره گیری از ظرفیت تاب آوری راهی تازه را آغاز کنند که علاوه بر مثال شهرهای کشور اندونزی، میتوان به دیگر مثالها نیز توجه کرد؛ چراکه درجهان شهرهای زیادی با مشکلات فراوان «انسان ساخت» و «طبیعت محور» روبهرو بودند، اما برخی از آنها توانستند دوباره به پاخیزند و طرحی دیگر را در چهره زندگی اجتماعی شهری به تصویر بکشند. اما آنهایی که موفق شدند چه کردند و آنهایی که به بستر تاب آوری نرسیدند، چه باید میکردند!؟. تاب آوری آنها با فرض وجود مشکلات در بستر دو ایده، به وجود آمد.
نخست آنکه برخی از شهرها، نیروی انسانی و ساکنان شهر را به صورت ثروتی دیدند که میتوانند سازندگی را با آنها دوباره اغاز کنند و دوم آنکه آنها تدابیر از پیش ساختهای برای وقوع این نوع مشکلات پیش بینی و آغاز کرده بود ند. یک شهرِ جراحت دیده، نه تنها مجبور است در برابر صدمات کالبدی و مصائب اقتصادی تاب بیاورد بلکه بایستی با تصویر اسیب دیده خودش نیز سر کند. این مهم ساختار اجتماعی و اقتصادی شهر را با چالش روبهرو می کند و اینجاست که شبکه ارتباطی شهروندان راه را میگشاید.
در واقع از آنجا که هدف تاب آوری، گشودگی فعال و زایا برای شهرهاست، قابلیت آنرا دارد که با اتکا به توان جمعی مشکلات را پشت سر بگذارد. ازاینرو تاب آوری تنها صبر بر فاجعه نیست، بلکه توان برخاستن است. به عبارت دیگر نقطه آغازین تاب آوری، توان جمعی یا همان ساختار اجتماعی است؛ اگر چه حوادثی طبیعی و غیر طبیعی منجر به نوعی گسست در این ساختار میشود اما توان جامعه برای بازآرایی امکان لازم را فراهم میکند. از اینرو آموزشهای جمعی بکارگیری توان مشارکتی شهروندان درهمه امور از برنامه ریزی تا اجرا، بهره گیری از ظرفیت مدارس و رسانهها و حتی مهدهای کودک که بستر همگرایی میان مادران و کودکان است، این فضا را برای عبور از بحران فراهم میسازند. گسترش شبکه های ارتباطی در کنار فضا سازی برای حضور و فعالیت این شبکهها، راهکاری اساسی برای تاب آوری است. از اینرو تکیه کردن بر تاب آوری شهری بر روی زیر ساختها و فضای کالبدی آدرس غلط برای حل مسائل شهری پس از وقوع بحرانها است. آدرس صحیح تکیه بر توان شهروندان با رویکرد «شهر متعلق به همه» قادر است این امکان را برای بهبود شرایط زیستی شهروندان مهیا کند. اگر چه ایجاد زیر ساختها و توجه به کالبد شهر از اهمیت ویژه برخوردار است، اما آنها بدون توان جامعه و تقویت پیوندهای اجتماعی کار آمد نخواهد بود. در حقیقت «شهر تاب آور» شهری نیست که صرفا سازههای مقاوم داشته باشد، بلکه شهری است که از توان اجتماعی لازم برای بازسازی و سازگاری و آغار دوباره زندگی برخوردار باشد .
ازاین رو تاب آوری در بستر شهرها مکانیسمی چند وجهی است که موتور حرکت آن شهروندان هستند، نه سازهها! لذا باید توجه کرد توان جمعی شهروندان را میتوان در بستر شبکه های همیاری و روابط همسایگی در کنار اعتماد میان شهروندان جستوجو کرد. درعین حال توان سازمانیابی و همکاری درکنار فعالسازی بستر دانش و آموزش عمومی در راستای بهره گیری از امکان دسترسی به اطلاعات عناصری است که میتوان این توان جمعی را تقویت سازد. باید گفت که موتور اجتماعی تاب آوری، شهروندان و سازهها ابزار و بستر تحقق آن هستند. به عبارتی دیگر تاب آوری اجتماعی پیش از وقوع بحران در بستر زندگی روزمره شکل میگیرد؛ آنجا که شهروندان درکنار هم شبکههای ارتباطی را شکل میدهند. شهروندان و شبکههای اجتماعی آنها نه منابعی منفعل برای تحمل مصائب، بلکه ظرفیتهای فعال برای بازسازی زندگی شهری هستند.