
فرصت تاریخی برای زیست مشترک
سارا قاسم پور
استقلال و ازادی و جمهوری اسلامی وتمامیت ارضی حفظ شده و فرصت بدیعی برای باز ارایی روابط وفضای سیاسی واجتماعی ایران در اختیار حاکمیت قرارگرفت . در این شرایط نباید نقطه آغاز بحران را فراموش کنیم، روزنه ای که به دشمن جسارت جنایت جنگی داد.
برای این دو واقعه سراسررنج و درد و تلخی شاید فقط یک دستاورد بتوانیم تصور کنیم.
اینکه هممخالفان سرسخت نظاممقدس که نا امید از اصلاحات و معتقد به براندازی بودند و هم موافقان سرسخت حفظ وضع موجود پس از مواجهه ای بی سابقه و بسیار پرهزینه و خونبار به نقطه ضرورت اصلاح ساختاری و اساسی در اداره ایران رسیده اند. گویی هر دو به تماشای واقعیتی عریان رسیده اند که حذف دیگری ممکن نیست و هر دو ناامید از مسیری که پیموده اند در این نقطه تاریخی به توافقی نانوشته برای همزیستی و اصلاح شرایط بگونه ای که خیرجمعی و رضایت عمومی را در بر داشته باشد رسیده اند.
حقیقت جامعه امروز ایران چنانکه نظر سنجی ها و پیمایش ها و مشاهدات میدانی نیز موید آن است چنین به نظر میرسد.
و مولای متقیان امیر المومنین چه زیبا فرموده اند که :«من ابدی صفحته للحق هلک.هر که در بر ابر حق سینه سپر کند نابود شود.»
در این دیدار رییس جمهور اسبق نیز به این حقیقت اشاره داشتند «جمهوری اسلامی به رغم همه نقص ها و نارسایی هایش ماندنی است یعنی تهاجم خارجی و جنگ همه جانبه آن را از پا در نمی آورد مگر اینکه بعد از آن حکمرانی نتواند نقص ها و نارسایی ها و عواملی که منجر به جدایی اکثریت از جامعه شده است به کمک خود مردم در مان کند »
قطعا این جمله محور بازگشت جامعه و حاکمیت به نقطه آغاز راه نو فراروی نظام جمهوری اسلامی است
حقیقت این است که در مسیر رشد و اعتلا و بالندگی ایران و نظام جمهوری اسلامی جنگ خصوصا چنین جنگی که در اثر شکاف، رخنه، انحراف و نفوذ در مسیر حکمرانی پیش امده و به ما تحمیل شده برنامه ما نبوده است. بیراهه ای از مسیر و برنامه اصلی بوده که دشمن گام به گام ما را به کام آن کشیده و باید متوقف شود.
جمله معروفی هست که می گوید کسی که نمیداند به کجا میخواهد برود به هرجایی ممکن است برود.
ایا مادر چنین شرایطی گرفتار شده ایم؟
آنچه در ابتدای این نوشتار مرحله سخت نامیده شده به نظر نویسنده بازگشت و خروج از دام جنگ و جنگ طلبی است که در نقاب دخالت بشردوستانه دشمنان قسم خورده ایران به ما تحمیل کردندو بعید نیست با نقابهای دیگری از سوی دیگر استمرار یابد. کار سخت تر پس از آن بازسازی مسیر توسعه و پیشرفت ایران و ایجاد رضایتمندی عمومی با دو رویکرد زیر است چنانکه جناب اقای خاتمی به آن اشاره کرده اند
«با گذر از این مرحله سخت کار سخت تر حاکمیت آغاز می شود که رسیدن به تعریفی از رابطه خود با جهان وبخصوص همسایگان که دلخوری ها و نگرانی ها ی فیمابین هم بیشتر شده است و تدبیر درست در داخل برای بهبود امور و اصلاح ساختاری و رویکردی و راهبردی به نفع جامعه و مردمی که سخت درتنگنا هستند. از یاد نبریم که در این سالها خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است بسیار پررنگ است و نیز وضع تولید و گرانی و اقتصاد و معیشت و بیکاری و…»
اما کلام آخر اینکه آیا جبهه اصلاحات به عنوان واسطه و میانجی توانایی جلب مشارکت ملی و ایفای رسالت تاریخی خود یعنی اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی چنانکه رییس جمهور خاتمی در این دیدار به حاکمیت پیشنهاد کرده را دارد یا خیر؟ ایفای نقش ضروری و بی بدیل و راهگشایی که پیش از استقبال یا اکراه حاکمیت و پذیرش همراهی و همدلی مردم نیازمند نوسازی جبهه اصلاحات است ./