
گروه سیاسی: در بررسی تاریخ سیاسی ایران و بازگشت به مقطع انقلاب اسلامی، مشاهده میشود که حدود ۴۷ سال پیش، با پیروزی این انقلاب، سه آرمان بزرگ «آزادی»، «استقلال» و «جمهوری اسلامی» بهعنوان مطالبات اصلی مردم مطرح شد. در آن دوره، مشکلات متعددی در نظام سیاسی پهلوی مواجه بود و خواست عمومی بر رفع این مشکلات و شکلگیری وضعیتی جدید استوار شده بود؛ وضعیتی که در آن آزادی و استقلال، بهعنوان دو آرمان اساسی، جایگاه محوری داشتند. هر یک از این آرمانها خود مجموعهای گسترده از مطالبات را در بر میگرفت و در نهایت این جمعبندی شکل گرفت که نظام سیاسی جمهوری اسلامی میتواند چارچوب و مسیر مناسبی برای تحقق این اهداف باشد. افزون بر این، جمهوریت و اسلامیتِ نهفته در مفهوم جمهوری اسلامی نیز خود بهعنوان دو آرمان دیگر قابل طرح بودند و به این ترتیب، در دل سه شعار اصلی «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی»، میتوان چهار آرمان مهم را شناسایی کرد.
همچنین تحقق آزادی مطبوعات، آزادی احزاب سیاسی و سایر اشکال آزادی متمرکز بود. انتظار میرفت که با پیروزی انقلاب اسلامی، این آرمان به شکل عینی محقق شود.
آرمان دوم، استقلال بود؛ چرا که ایران در بخش قابل توجهی از تاریخ خود، بهویژه در حدود یک قرن پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، از استقلال کامل برخوردار نبود و ناگزیر تحت نفوذ یا وابستگی به قدرتهای امپریالیستی قرار میگرفت. ریشهیابی این مطالبه را میتوان تا دوران مشروطه دنبال کرد؛ زمانی که مبارزان و آزادیخواهان سیاسی در پی آن بودند که ایران به کشوری مستقل تبدیل شود، دستنشانده هیچ قدرت خارجی نباشد و بتواند سرنوشت خود را بهطور مستقل تعیین کند. در این چارچوب، استقلال به معنای توان ایستادن بر پای خود و رهایی از تحمیل سیاستها و خواستهای کشورهای دیگر تعریف میشد. با توجه به تجربههای تاریخی و مشکلاتی که قدرتهایی چون انگلیس، آمریکا و شوروی سابق برای ایران ایجاد کرده بودند، این آرمان جایگاه ویژهای در شعارها و مطالبات انقلابی مردم داشت.
اسلامیت نظام نیز بهعنوان خواسته بخش بزرگی از مردم مسلمان ایران مطرح بود. بیتوجهی به مطالبات دینی و گسترش برخی مظاهر فرهنگی در دوره پیش از انقلاب که با باورهای مذهبی جامعه در تعارض بود، زمینهساز طرح این مطالبه شد که تصمیمات و سیاستهای حاکمیت آینده در تعارض با مبانی شرع اسلامی نباشد. در این میان، قرائتهای مختلفی از اسلام مطرح میشد، اما آن قرائتی که در آن مقطع برجسته بود، قرائتی مترقی تلقی میشد که میتوانست به تحقق سایر آرمانهای مردم نیز یاری رساند.
با ورود به چهلوهشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، بحث درباره میزان تحقق آرمانها و دستاوردهای این انقلاب به موضوعی مهم تبدیل میشود؛ موضوعی که به نظر میرسد کمتر بهصورت جدی به آن پرداخته شده است. بررسی هر واقعیت تاریخی مستلزم توجه به زمان و مکان وقوع آن است؛ اینکه انقلاب اسلامی در چه شرایطی شکل گرفت، جامعه در آن مقطع در چه وضعیتی قرار داشت و اکنون به کجا رسیده است. در این چارچوب، باید هم به دستاوردهای بهدستآمده توجه کرد و هم به اهدافی که تحقق آنها مدنظر بوده اما هنوز بهطور کامل محقق نشده است.
از سوی دیگر، با گذر چند دهه از پیروزی انقلاب، بازخوانی و بهروزرسانی آرمانها و تبیین آنها به زبانی قابل فهم برای نسل جدید اهمیت ویژهای دارد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که برخی جریانهای مخالف، مدعی عدم وجود هرگونه دستاورد برای انقلاب اسلامی هستند. پاسخگویی مستدل به این ادعاها نیازمند تبیین دقیق و روشن دستاوردهاست؛ امری که در این زمینه ضعفهایی وجود داشته است. نتیجه این وضعیت آن است که بخشی از جوانان امروز آشنایی روشنی با چرایی شکلگیری انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن ندارند، هرچند در میان آنان افرادی نیز هستند که از طریق مطالعه یا انتقال آگاهی، شناخت بیشتری کسب کردهاند. در مجموع، این شرایط نشاندهنده نیاز به اقدامات جدیتر برای تبیین اهداف، زمینهها و نتایج انقلاب اسلامی برای نسلهای جدید است.
در همین زمینه، علی دارابی، جامعهشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه «آرمان امروز» بر این نکته تأکید میکند که جمهوری اسلامی برای حفظ پویایی، ماندگاری و افزایش کارآمدی خود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاحات اساسی و تغییر در پارادایم و گفتمان حاکم است. به گفته او، اصلاح قانون اساسی میتواند بهعنوان یکی از سازوکارهای مهم تحقق این هدف مورد توجه قرار گیرد.
این جامعه شناس سیاسی اصلاح قانون اساسی را امری عقلانی، ضروری و حیاتی میداند و معتقد است که نباید آن را بهعنوان «تابویی دستنیافتنی» تلقی کرد. او با اشاره به ماهیت انقلاب اسلامی تصریح میکند که این انقلاب، محصول خرد و عقلانیت ایرانیان با رهبری مجتهد و فقیه جامعالشرایط، امام خمینی، در برابر رژیم تمامیتخواه و مستبد پهلوی بوده است.
وی بر این باور است که در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری باید «اجتهاد پویا» بر پایه «فقه جواهری» و با تأکید بر مؤلفههایی همچون زمان، مصلحت، نیازهای جامعه و شرایط جهانی در دستور کار قرار گیرد. به گفته او، سازوکار اصلاح قانون اساسی و برگزاری همهپرسی، بهصورت شفاف در متن قانون اساسی پیشبینی و تعریف شده و میتواند بهعنوان ابزاری قانونی برای پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه مورد استفاده قرار گیرد.




