
نقش زمان در روابط خارجی
حمید روشنائی
زمان بعنوان یکی از ابعاد زندگی بشر، از دیرباز موضوع مهمی در دین، فلسفه و علم بوده است. اما اکنون، ثانیه ها و دقیقه ها برای همه از جمله زمامداران مهم است زیرا همه می دانیم که زمان قابل بازگشت نیست و فرصت ها، همچون ابرها در حال گذار هستند.
ویژگی های زمان در روابط با دیگران:
1- ارزشمندی: هر اقدامی در روابط با دیگران، در زمان خاص خودش ارزش دارد. این موضوع در روابط شخصی نیز صدق می کند. اگر یک اقدام مهم را در زمان خودش انجام ندهیم، می تواند غیرمفید و حتی زیانبار باشد. برای مثال دراز کردن دست دوستی به سوی یک کشور، شاید در زمان خودش بتواند مانع از یک جنگ گردد اما همین اقدام، پس از شروع جنگ می تواند به ذلت و شکست تعبیه گردد.
2- اعتمادسازی: زمان در روابط، غالبا موجب اعتمادسازی می شود. به این مفهوم که انجام سریع تعهدات و وفای به عهد، عاملی برای گسترش روابط و دوستی ها شده و طولانی شدن آن، موجب ناامیدی و جدایی می گردد. مقامات دو کشور دوست تلاش می کنند در زمان های نزدیک به کشورهای یکدیگر سفر کنند و دیدار نمایند و مسائل مورد توافق را سریعتر به نتیجه برسانند. هرچه بر طولانی شدن زمان بیفزاید، سردی بر روابط حاکم می گردد.
3- ابزار فشار: گاهی طولانی شدن مذاکرات و گفتگوها و حتی مراودات بین دو کشور، به منظور فشار آوردن به طرف مقابل می باشد. ممکن است در هنگام آتش بس یا مذاکرات، زمان عامل تخریب باشد تا دشمن به ستوه آید و اگر مانند کیس ایران و آمریکا، تحریم ها و مسائل اقتصادی هم در میان باشد، به یک ابزار کارآمد تبدیل گردد.
4- هزینه سازی: استفاده نکردن بهینه از زمان، گاهی می تواند هزینه های سنگینی را به بار آورد. نشناختن فرصت ها، چه در تعجیل و چه در تاخیر، نشان از عدم مدیریت است و بار تحمیلی خودش را دارد. در جنگ جهانی اول، تعجیل امپراتوری اتریش – مجارستان در پاسخ دهی به قتل ولیعهد اتریش، موجب نابودی آن امپراتوری گردید و در جنگ جهانی دوم، تاخیر دول اروپایی در پاسخ به هیتلر، موجب قدرت یابی و جسارت بیشتر آلمان نازی و گسترش جنگ شد.
5- فرصت یابی: فرصت به معنای فراهم بودن مقدمات برای رسیدن به یک مقصد است. گاه انسان مقصد مهمی دارد و مقدماتش فراهم نیست؛ ولی ناگهان در یک لحظه فراهم می شود. پس درهر لحظه ممکن است، یک فرصت وجود داشته باشد. این هنر بازیگران است که از این فرصت ها استفاده کنند. می گویند حمله ژاپن به پرل هاربر، فرصتی بود که چرچیل ایجاد کرد تا بتواند ایالات متحده را به جنگ وارد نماید. وی با استفاده از این فرصت توانست آلمان را به زانو درآورد.
6- سیاست داخلی: مطمئنا شرایط داخلی است که سیاست خارجی را شکل می دهد و همزمان کردن این دو پدیده، خود نیاز به فرصت طلبی دارد. برای یک زمامدار، ایجاد شرایط مناسب داخلی برای انجام یک اقدام در سیاست خارجی، به آسانی بدست نمی آید و نیاز به تلاش و کیاست دارد. برای مثال، گاهی شرایط بد داخلی موجب می شود که یک اقدام خارجی صورت گیرد تا افکار از آن وضعیت منحرف شود. مانند اقدام آمریکا در حمله به افغانستان و عراق پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
در هر صورت زمان در سیاست خارجی و روابط با کشورها از اهمیت والایی برخوردار است و نبایستی به آسانی از دست داد. زمان در سیاست خارجی می تواند نقش «سازوکار» یا «محدودیت ساز» باشد. یعنی هم تعیین میکند چه فرصت هایی قابل استفاده هستند و هم مشخص می نماید چه چیزی دیر یا زود شده و دیگر نمیشود آن را جبران کرد.



