
خیابان، عینیت امر اجتماعی
زهرا نژاد بهرام
خیابان در شهرهای معاصر صرفا یک مسیر عبور و جابجایی نیست ، بلکه صحنه ای است که در آن امر اجتماعی از پراکندگی به ظهور و تجمیع و عینیت می رسد . در نسبت خیابان و شبکه های اجتماعی پرسش اصلی این است که کدامیک توان تبدیل خواستهای پراکنده به کنشگری جمعی را دارا هستند ؛ پرسشی که « بدن « پاسخ آن را به صراحت در خیابان معنا می کند . از اینرو به نگاهی دوباره به شهر شاید این مفهوم بهتر آشکار شود . درواقع شهر صرفاً سازهای کالبدی برای سکونت، جابهجایی یا اشتغال نیست، بلکه هویتی اجتماعی است که در بستر اراده و خواست انسانی، امکان ظهور و بازنمایی حیات جمعی را فراهم میکند. در این میان، خیابان مهمترین عنصر این ساختار است؛ چراکه معبر تردد و جایگاه شبکه ارتباطی شهر است که پراکندگیهای انسانی را مرتبط و در برخی موارد تجمیع و قابل رویت می کند . اما پرسش اساسی این است که آیا خیابان امتداد شبکههای اجتماعی است یا خود هویتی مستقل دارد؟ هویتی که پیش از آن، صحنه ظهور خواست و اراده جمعی بوده است. این پرسش امروز در نسبت میان فضای مجازی و فضای شهری اهمیت دوچندان یافته است. شاید این تصور با تولد شبکه های اجتماعی ایجاد شده که آنها هستند که بستر بروز و ظهور امر سیاسی یا اجتماعی هستند . بدین منظور ذکر این نکته ضروری است که ، آنچه خیابان را از یک فضای صرفاً ارتباطی متمایز میکند، حضور انسان است؛ انسانی که نه در مقام مصرفکننده فضا، بلکه بهعنوان کنشگر آن را فعال میسازد. در واقع، خیابان زمانی از یک معبر به یک صحنه اجتماعی-سیاسی تبدیل میشود که بدنهای انسانی در آن حاضر و کنش جمعی شکل بگیرد. این همان نقطهای است که در آن، فضا از وضعیت خنثی خارج و امکان سیاستورزی تحقق پیدا می کند . اما ، شبکههای اجتماعی اگرچه در شکلگیری و گسترش مطالبات نقش دارند، اما به دلیل فقدان حضور بدنی و عینیتیافتگی، نمیتوانند بهتنهایی همان کارکرد خیابان را در تولید امر اجتماعی ایفا کنند. به بیان دیگر، در گذشته نیز هرچند شبکههای اجتماعی به معنای امروز وجود نداشتند، اما این بدنها در خیابان بودند که پیشران امر اجتماعی محسوب میشدند. و همین، فاصله بنیادین میان خیابان و فضای مجازی را توضیح میدهد. یعنی خیابان و بدن انسان پیوندی ناگسستنی در تحقق امر اجتماعی دارند!. از این منظر، خیابان نه صرفاً محل اعتراض یا حمایت، بلکه سازوکاری برای تولید و تسری امر اجتماعی است؛ جایی که اتصال فضاهای پراکنده شهری ممکن میشود و کنشهای فردی ، به وضعیت جمعی ارتقا مییابند. بنابراین، آنچه در یک نقطه آغاز میشود، قابلیت گسترش به کل شهر را پیدا میکند و امر اجتماعی از سطح محلی به سطحی فراگیر منتقل میشود. در تجربه تاریخی نیز این معنا قابل مشاهده است؛ از انقلاب فرانسه تا انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران، خیابان همواره محل ظهور قدرت جمعی و تبدیل خواستهای پراکنده به اراده عمومی بوده است؛ نه بهعنوان امتداد شبکههای ارتباطی، بلکه بهمثابه صحنه عینیتیافتن سیاست. در نهایت، خیابان در شهر مدرن، نه صرفاً یک مسیر عبور، بلکه بستر اصلی ظهور امر اجتماعی است؛ فضایی که در آن، انسان با حضور و کنش خود، کالبد شهر را به صحنهای برای تولید قدرت جمعی تبدیل میکند. قدرت جمعی که کانونی برای اثر گذاری بر سیاست گذاری و تصمیم گیری ها و حتی مبادله است .قدرتی که از پایین شکل گرفته وهرم قدرت را تحت تاثیر قرار می دهد .




