
نشاط اجتماعی را میتوان مجموعهای از احساسات، رفتارها و وضعیتهای اجتماعی دانست که قابل سنجش هستند. این اجزا شامل رضایت، امید و انگیزه افراد برای مشارکتهای جمعی؛ میزان حضور فعال آنها در برنامههای فرهنگی، هنری، ورزشی و مدنی؛ کیفیت روابط اجتماعی امن، معنادار و مبتنی بر اعتماد؛ دسترسی عادلانه و بدون تبعیض به فضاهای عمومی و تجربههای جمعی؛ و در نهایت، سطح رفاه روانی-اجتماعی است که افراد را به سمت تعامل مثبت با دیگران سوق میدهد. پیمایشهای ملی نشان میدهد که نمودار تمامی پنج مولفه موثر درایجاد نشاط در یک جامعه– یعنی احساس رضایت و امید، تمایل به فعالیتهای فرهنگی، روابط اجتماعی امن و اعتمادآمیز، احساس تبعیض و رفاه روانی-اجتماعی – در جامعه ایرانی طی دورههای طولانی، روندی نزولی داشته است. به عبارت دیگر، ذهنیت مثبت جمعی، توان مشارکت و رفتارهای جمعی نشاطآور در کشور رو به کاهش است. در کنار این مسئله، پژوهشهای انجام گرفته نشان میدهد که نشاط اجتماعی پدیدهای به شدت طبقاتی است و از نظر چگونگی تجربه و امکان تحقق، در سه طبقه فرودست، متوسط و فرادست تفاوتهای ساختاری عمیقی دارد. تفاوتهایی که تنها در سطح و میزان شادی نیست، بلکه در ماهیت شادی، ابعاد تجربه، ابزارها، معانی و حتی محدودیتهای آن نیز مشهود است.
برای قشر مرفه، تفریح محدود به چند گزینه ساده نیست. نشاط اجتماعی در این طبقه ماهیتی خصوصی، ممتاز، پرهزینه و البته انحصاری دارد. این نوع نشاط بیشتر بر منزلت و جایگاه اجتماعی استوار است و در خدمت بازتولید و حفظ قدرت طبقاتی عمل میکند. نشاط در این طبقه هرگز قطع نمیشود و تنها مکانش تغییر میکند. کلاسهای ورزشی، اسکی، کافهگردی و سفرهای کوتاه، مهمانیهای کاملا بسته و انتخابی، فضاهای فرهنگی و ورزشی بسیار ویژه (VIP) یا کاملا خصوصی و رویدادهای هنری خاص جزو برنامه روزانه آنهاست. نشاط، اینجا به توان اقتصادی گره خورده است و هر روز میتواند تجربهای متفاوت و پرخرج باشد.
نشاط اجتماعی در ایران طبقاتی شده است و تجربه شادی و تفریح در هر طبقه اجتماعی تفاوتهای آشکار دارد. از سفرهای پرهزینه و ورزشهای لوکس تا پارک رفتن و بازی با فرزند، نوع و کیفیت تجربه شادی به توان اقتصادی، زمان و دسترسی به امکانات عمومی گره خورده است.دکتر سجاد بهرامی، جامعهشناس، میگوید: نشاط اجتماعی تنها خندیدن نیست. این نشاط شامل حسامید به آینده، احساس تعلق خاطر به محله و شهر و امکان مشارکت بدون ترس از قضاوت شدن است. وقتی این فضاها و احساسات جمعی نباشند، جامعه از درون گسسته میشود و افراد به سمت انزوا و افسردگی گرایش پیدا میکنند. وی با ذکر اینکه اصولا تفریح و سرگرمیها هدف نیستند، بلکه وسیلهای برای ایجاد نشاط اجتماعی هستند میگوید: وقتی در مسابقه محلی دوچرخهسواری یا بازی گروهی شرکت میکنید، فقط ورزش نکردهاید؛ با همسایهها و افراد جامعه پیرامون خود آشنا شدهاید، حس رقابت سالم را تجربه کردهاید و سرمایه اجتماعی محله را تقویت کردهاید. او فعالیتهای جمعی را نوعی سیستم ایمنی روانی جامعه میداند که فشارهای روزمره را تخلیه میکند و از بروز افسردگی، اضطراب و خشونت اجتماعی جلوگیری میکند. بهرامی به رابطه مستقیم نابرابری اقتصادی و دسترسی به نشاط اجتماعی که از آن به عنوان طبقاتی شدن نشاط یاد میکند اشاره کرده و میگوید: یفیت و امنیت فضاها نیز شاخص مهم دیگری است؛ فضاهای عمومی در محلات کمدرآمد معمولا کوچک، کمنور و ناامن هستند و شرایط حضور راحت شهروندان را فراهم نمیکنند. مشارکت مردمی در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی نیز در مناطق مختلف متفاوت است و نشان میدهد فرصتهای مشارکت برابر نیست. علاوه بر این، شاخصهای ذهنی مانند احساس تعلق به محله، امنیت و رضایت از اوقات فراغت در میان اقشار مختلف جامعه متفاوت است و این تفاوتها به وضوح نابرابری در نشاط اجتماعی را نشان میدهد.
تبعات طبقاتی شدن نشاط در جامعه
به گفته بهرامی، تفاوتها در دسترسی و تجربههای فراغتی نشانههای بارزی از طبقاتی بودن نشاط اجتماعی است. این جامعهشناس درباره اثرات نابرابری و طبقاتی شدن نشاط اجتماعی میگوید: کوتاهمدت، این شکاف باعث خشم، نارضایتی و افزایش تنش میشود. در بلندمدت نیز، انسجام ملی ضعیف میشود و چرخه فقر بازتولید میشود. کودکانی که تجربههای فرهنگی و تفریحی اقشار بالاتر را ندارند، در بزرگسالی شانس کمتری برای پیشرفت دارند. او به ارتباط میان اعتماد اجتماعی، رضایت از زندگی و انسجام جامعه اشاره میکند: اعتماد اجتماعی در تعاملات غیررسمی شکل میگیرد. اگر افراد تنها با همطبقههای خود تعامل داشته باشند، به دیگران بیاعتماد میشوند. رضایت به ارتباط میان اعتماد اجتماعی، رضایت از زندگی و انسجام جامعه اشاره میکند: اعتماد اجتماعی در تعاملات غیررسمی شکل میگیرد. اگر افراد تنها با همطبقههای خود تعامل داشته باشند، به دیگران بیاعتماد میشوند.
رضایت از زندگی و انسجام جامعه هم مستقیما تحت تاثیر کیفیت تجربههای روزمره و دسترسی به اوقات فراغت است که در نهایت منجر به ایجاد نشاط در جامعه میشود.
به اعتقاد بهرامی، دولت و شهرداری میتوانند با اقداماتی عملی شکاف موجود در دسترسی به نشاط اجتماعی را کاهش دهند. توزیع عادلانه فضاهای عمومی مانند پارکها، کتابخانهها و سالنهای ورزشی در تمامی محلهها و با کیفیت مناسب، از اهمیت بالایی برخوردار است.




