به تحریم‌ها عادت نکنیم!؟

حمید روشنایی

تحریم مانند درد است که در صورت درمان نشدن می تواند به یک فاجعه منجر شود اما گاهی انسان ها به درد هم عادت می کنند. یعنی به جای فکر کردن برای درمان، سعی در کنار آمدن با آن می نمایند و به نوعی به یک مرگ تدریجی رضایت می دهند.
تاریخ تحریم ها نشان می دهد که بسیاری از کشورهای تحت تحریم به انحاء مختلف به جای حل این موضوع، سعی نموده اند که با تحریم ها کنار بیایند و در خوش بینانه ترین حالت آن، تحریم ها را دور زده اند. مثال اول کوبا می باشد. این کشور از سال ۱۹۶۰ مبتلا به تحریم های کامل و همه جانبه ایالات متحده آمریکا گردید. این کشور با یک دید ایدئولوژیک و حفظ سیستم سوسیالیستی، در ابتدا به شوروی وابسته اما پس از فروپاشی آن، به یک دوره ویژه روبرو گردید و سعی کرد با استفاده از توسعه گردشگری، پزشکی و آموزش، با تحریم ها مقابله نماید. مورد دوم کره شمالی است که از طرف سازمان ملل متحد و کشورهای غربی به صورت کامل تحریم شده و رهبریت این کشور با اتکاء به چین و ایدئولوژی خودکفایی کامل به مقابله برخواسته و توانسته است صنایع نظامی و کشاورزی خود را تقویت و با دور زدن بازار ارز با ارزهای دیجیتال و شبکه های غیرقانونی تجارت، موقعیت خود را حفظ نماید.
واقعیت این است که تحریم، آنقدر که ملت ها را تحت فشار قرار می دهد، دولت ها را آزار نمی دهد و بار سنگین خود را بر دوش ملت ها بدلیل کمبود و نارسایی می اندازد. دولت ها برای فرار از زهر تحریم ها و اخلال در مدیریت آنها، راه های مختلفی را پیدا می کنند اما عارضه آن دامنگیر ملت ها می شود. برای نمونه کشور کوبا که بعد از فیدل کاسترو، دولتش همچنان برسر کار است اکنون با عقب ماندگی شدید مواجه است و یا کره شمالی در مقایسه با کره جنوبی، در قهقرا به سر می برد و قحطی و فقر در این کشور بیداد می کند.
کشورها غالبا در مقابل تحریم ها واکنش های یکسانی نشان می دهند:
1- سازگاری نهادی: در اولین برخورد در مقابل محدودیت های بوجود آمده در تحریم، جایگزینی صورت می گیرد یعنی به جای ارزهای جهانی، از ارزهای محلی و یا تهاتر استفاده می شود. دولت ها قدرت خود را افزایش داده و نهادهای اقتصادی را تحت کنترل در می آورند؛
2- تغییر در الگوی تجارت: تجربه نشان داده که دولت ها در هنگام تحریم چرخشی در روابط تجاری خود ایجاد کرده و پس از تاکید بر تولیدات داخلی، به سوی کشورهای همسو گرایش می یابند که در مورد اکثر تحریم شده ها، کشورهای شرقی می باشد.
3- تغییر در رفتار مردم: با ایجاد تغییرات در برنامه ها و سیاست های دولت، مردم نیز الگوهای رفتاری خود را تغییر می دهند. در این شرایط بیشترین قربانی مربوط به بخش خصوصی و شغل های روبنایی است. زیرا مردم بیش از هرچیز در زمان بحران نگران نیازهای اولیه می باشند.
4- نهادینه شدن تحریم ها: به مرور زمان، تحریم ها در سیستم کشور نهادینه می گردد یعنی زندگی مردم دچار تغییر و یکسان سازی و سپس عادت همیشگی می شود به نحوی که دیگر آرمان ها و آرزوها تغییر می یابد و نظام اداری و اجتماعی کشور، خود را با وضعیت موجود تطبیق می دهد.
5- تاثیرات سیاسی و اجتماعی: در برخورد با تحریم ها دو نوع واکنش در جامعه بوجود می آید: یکی وحدت ملی و همبستگی که یک اقدام ایدئولوژیک در مقابل دشمنان خارجی و تحریم کنندگان است و دوم ناامیدی و یاس که بدلیل نبودن مدیریت درست و بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی شکل می گیرد و فشار خارجی را چند برابر می کند.
سیاست های دولت ها برای مقابله با تحریم ها در کشورهای مختلف متفاوت بوده است. کوبا به مقاومت ایدئولوژیک، روسیه به تطبیق سریع و فنی، کره شمالی به انزوا، آفریقای جنوبی به فروپاشی نظام سیاسی و کشورما به اقتصاد مقاومتی و تطبیق تدریجی اقدام نموده اند.
اما تحریم ها عوارضی دارد که قابل انکار نیست: اولین مورد آن فساد است. قاعدتا تحریم ها اقتصاد کشورها را به یک گوشه های تاریک هدایت می کند و دولت ها مجبورند برای دور زدن تحریم ها، پنهانکاری نمایند و یا وارد چرخه اقتصاد زیرزمینی گردند و همین موجب رشد قارچ های فساد می شود. دومین عارضه تحریم ها، فقر و کمبود امکانات و مواد غذایی و در نتیجه تورم و رکود است. بهرصورت دنیای امروز بر تجارت آزاد و همکاری کشورها می چرخد و قطع این روابط موجب کاستی ها در کشور می گردد. سومین مورد، انزوای کشورها و حتی ملت هاست. با خروج اجباری از جاده ارتباطی ملل، کشورها دچار نوعی تنهایی می گردند این موضوع هم در سازمان ها و نهادهای بین المللی خودش را نشان می دهد و هم با کاهش گردشگران پدیدار می شود. چهارمین عامل تحریم، عقب ماندگی و توسعه نایافتگی می باشد. تحریم ها موجب می گردد که دولت ها فقط درصدد رفع حوائج اولیه مردم خود برآیند و از روند توسعه و پیشرفت باز بمانند. اما در اینجا سئوالی مطرح می گردد که چه باید کرد؟! وقتی کشورهای قدرتمند در صدد تحمیل خواسته های خود به کشورهای ضعیف هستند و به آنها تحریم ها را تحمیل می کنند، چه اقداماتی می توان انجام داد؟
واقعیت این است که پاسخ به این سئوال بسیار فراتر از گنجایش قلم نویسنده و ظریفیت این مطلب است اما می توان به مواردی اشاره کرد:
1- اقدام براساس منافع ملی: اگر همه کشورها براساس منافع ملی خود حرکت کنند بسیاری از چالش های جهانی بوجود نمی آید و راه حل مشکلات نیز بهتر پیدا خواهد شد. البته قابل انکار نیست که سلطه گران جهانی به آسانی به منافع دیگر کشورها احترام نمی گذارند اما دولت های کوچکتر می توانند با تدبیرهایشان، از کنار این زیاده طلبی ها عبور کنند؛
2- فاصله گرفتن از ذهنیت های نادرست: اگرچه نمی توان پذیرفت که کشورها مطابق با خواست نظام بین الملل و قدرت های حاکم عمل نمایند تا تحریم نشوند اما هم اکنون شاهد هستیم کره شمالی در اندیشه یک قدرت هسته ای مسلط بر منطقه و جهان است.. روسیه بدنبال باز پس گیری قدرت تزارها و شوروی در پیرامون خود است و.. این ذهنیت های نادرست جهان را ناامن و چالش ها را بیشتر می کند..
3- جلوگیری از خود تحریمی ها: عدم پیوستن ایران به اف ای تی اف و یا سی اف تی، نوعی خود تحریمی بوده است. ایران نمی تواند در حالیکه با تحریم های شدید مواجه است، خود نیز با فاصله گرفتن از پیمان ها و معاهدات جهانی، توافقات با کشورهای دوست را نیز به خطر بیاندازد؛
4- بازگذاشتن مسیر گفتگو: مذاکره کردن یک هدف و یا آرمان نیست بلکه وسیله و ابزاری برای رسیدن به یک هدف است. نمی توان کلید یک خودرو را به دور انداخت و منتظر حرکت آن شد. گفتگو کردن اولین شرط بازشدن محدودیت هاست و دوری کردن از آن، نوعی پذیرفتن تحریم ها می باشد.
در پایان باید گفت که شاید تحریم ها فرصت خوبی برای برخاستن و مستقل شدن باشد لیکن این پدیده نیز تاثیر مثبت خود را تا یک محدوده زمانی حفظ می کند و طولانی شدن موجب خسارت های سنگین می گردد. “حمله تحریمی دشمن” مانند یک حمله قلبی است که به شما می گوید برای ادامه حیات خود باید فکر بکنی و اگر به بی اعتنایی زمان را بگذرانید.. به مرور به نابودی خود کمک کرده اید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا