گفت‌وگو، مطالبه و منافع ملی

کاوه عزیزی

 وقتی یک نهاد رسمی ــ مثل رسانه ملی ــ در مواجهه با جریان‌های سیاسیِ قانونی و دارای پایگاه اجتماعی رویکرد تند، حذفی یا یک‌طرفه در پیش می‌گیرد، نتیجه‌اش برعکسِ چیزی است که ادعا می‌شود. به‌جای آنکه جامعه حول یک محور مشترک جمع شود، احساس بی‌عدالتی، طردشدگی و بی‌صدایی در بخشی از جامعه تقویت می‌شود.
بنابراین، این جمله تأکید می‌کند که انسجام ملی محصول گفت‌وگو و پذیرش تکثر است، نه حذف و فشار؛ و هرچه برخوردها تندتر و انحصاری‌تر شود، جامعه از هم‌گرایی دورتر خواهد شد، نه نزدیک‌تر.
اگر صدا و سیما بخواهد همچنان از عنوان «رسانه ملی» دفاع کند، ناگزیر است به کارکرد بنیادین خود یعنی انعکاس دیدگاه‌های متنوع و فراهم‌کردن بستر گفت‌وگوی ملی بازگردد. رسانه‌ای که از بودجه عمومی ارتزاق می‌کند، نمی‌تواند تنها به بازتاب یک قرائت خاص بسنده کند و سایر صداهای قانونی و اثرگذار را نادیده بگیرد؛ رویکردی که در عمل، اعتبار این سازمان را نزد افکار عمومی با چالش جدی مواجه کرده است.
در این میان، عملکرد صدا و سیما بیش از خود بیانیه محل مناقشه قرار گرفته است. این سازمان با امتناع از دادن تریبون به جبهه اصلاحات برای پاسخ‌گویی به انتقادات، نه‌تنها از اصل بی‌طرفی رسانه‌ای فاصله گرفته، بلکه آشکارا با مفاهیمی چون «عدالت رسانه‌ای» و «تکلیف ملی» در تعارض قرار گرفته است. چنین رویکردی، رسانه ملی را از جایگاه داور و میزبان گفت‌وگو، به بازیگری یک‌سویه تقلیل می‌دهد.
تداوم تندروی در برخورد با جریان‌های قانونی، نه‌تنها موجب تقویت انسجام ملی نمی‌شود، بلکه میدان را برای رشد رسانه‌های بیگانه و رسانه‌های داخلی غیررسمی باز می‌کند؛ رسانه‌هایی که با ارائه حداقلی از تنوع دیدگاه‌ها، مخاطبانی را جذب می‌کنند که دیگر صدای خود را در رسانه رسمی کشور نمی‌یابند. نتیجه چنین روندی، تعمیق شکاف‌های اجتماعی و سیاسی و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
در برابر چنین رویکردی باید تأکید کرد که راه برون‌رفت از بحران‌های ملی، نه در حذف و سانسور، بلکه در گفت‌وگوی مستقیم و روشن میان جریان‌های مختلف سیاسی است. ادامه سیاست فعلی، تنها بحران اعتماد را عمیق‌تر کرده و ظرفیت‌های موجود برای حل مسائل کشور را فرسوده‌تر می‌سازد.
بخشی از توان دولت و نظام برای حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی وابسته به ارائه خدمات مؤثر و حل مشکلات معیشتی مردم است؛ امری که فقط در سایه هماهنگی نهادها محقق می‌شود. اختلاف‌افکنی و رفتارهای موازی نه‌تنها گرهی از مشکلات نمی‌گشاید، بلکه اعتماد عمومی را تضعیف کرده و احساس کارآمدی نظام را خدشه‌دار می‌کند. وقتی مردم شاهد تعارضات آشکار میان نهادهای حاکمیتی باشند، نسبت به امکان تحقق حکمرانی مطلوب دچار تردید می‌شوند.
رهبر معظم انقلاب نیز بارها هشدار داده‌اند که دشمنان ایران مترصد هرگونه شکاف و اختلاف درونی برای پیشبرد اهداف خود هستند. از این منظر، وحدت نهادهای نظام نه‌تنها ضرورتی داخلی، بلکه شرطی حیاتی برای حفظ امنیت ملی و جلوگیری از بهره‌برداری دشمنان خارجی است. ایجاد شکاف در داخل، دقیقاً به معنای بازی در زمین دشمن است.
در نهایت، وفاق ملی و وحدت کلمه نه یک شعار، بلکه ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی برای عبور از وضعیت کنونی است. مسئولان و نهادهای مختلف باید با پیروی از منطق و عقلانیت، به توصیه رهبری درباره حمایت از دولت عمل کرده و از هرگونه اقدام تفرقه‌آمیز پرهیز کنند. تاریخ بارها نشان داده که ملت ایران در سایه وحدت، توان عبور از سخت‌ترین بحران‌ها را داشته است؛ و امروز نیز چاره‌ای جز بازگشت به همین مسیر وجود ندارد.

دکمه بازگشت به بالا