
احیای سرمایه اجتماعی؛ آورده مهم جنگ تحمیلی سوم
رها معیری: در شرایطی که ایران ۴۰ روز فضای جنگ همه جانبه و پیش تر نیز ۱۲ روز جنگ را تجربه کرد، در طول این دوران و پس از آتش بس،موضوعی که ملموس بود و یکی از مولفه های مؤلفههای قدرت ملی ایران، نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی، بلکه «سرمایه اجتماعی» و انسجام درونی جامعه بوده است. سرمایه اجتماعی به معنای سطح اعتماد، همبستگی، مشارکت و حس تعلق میان مردم و حاکمیت است؛ عاملی که در بزنگاههای تاریخی، نقشی تعیینکننده در عبور کشور از بحرانها ایفا میکند. تجربه تاریخی ایرانیان نشان میدهد که در مواجهه با تهدید خارجی، نوعی همگرایی و همبستگی ملی شکل میگیرد. از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گرفته تا مقاطع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی، مردم ایران بارها نشان دادهاند که در برابر دشمن خارجی، اختلافات داخلی را کنار گذاشته و با نوعی وحدت کمنظیر در صحنه حاضر میشوند. این ویژگی ریشه در فرهنگ، تاریخ و هویت ملی ایرانیان دارد؛ جایی که مفهوم «دفاع از سرزمین» نهتنها یک وظیفه سیاسی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و فرهنگی تلقی میشود. در جنگ اخیر، حضور گسترده مردم در خیابانها، راهپیماییها و فعالیتهای حمایتی از کشور، بار دیگر این واقعیت را به نمایش گذاشت. این حضور، همانگونه که رئیسجمهور نیز به آن اشاره کرد، یکی از مهمترین عوامل در حفظ امنیت، تقویت روحیه عمومی و ایجاد فضای اجتماعی تازه بوده است. مردمی که در شرایط سخت، با وجود نگرانیها و فشارهای اقتصادی، همچنان در صحنه باقی میمانند، نشاندهنده سطح بالایی از اعتماد و تعلق به کشور هستند.
تاکید پزشکیان بر سرمایه اجتماعی
مسعود پزشکیان رئیسجمهور نیز به این امر تاکید دارد و حضور مردم در صحنه طی بیش از پنجاه روز گذشته را یکی از مهمترین مؤلفههای حفظ امنیت، تقویت روحیه عمومی و خلق فضای تازه اجتماعی در کشور برشمرد و گفت: «حضور گسترده مردم در خیابانها و میادین در حمایت از کشور، نظام و انقلاب، حماسهای بزرگ آفرید و سرمایه اجتماعی کمنظیری را برای عبور از این مقطع ایجاد کرد. ظرفیت عظیم نهفته در تکتک ایرانیان و مدیران کشور، اگر مجال بروز و میدان عمل پیدا کند، میتواند کشور را در مسیر آبادانی، رشد و پیشرفت شتاب دهد؛ بنابراین باید اجازه داد این انرژی ملی آزاد و در مسیر سازندگی فعال شود.» این سرمایه اجتماعی، بهویژه در شرایط جنگی، نقشی حیاتی دارد. اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی، احساس عدالت و مشارکت در تصمیمگیریها، از جمله عواملی هستند که میتوانند این سرمایه را تقویت یا تضعیف کنند. اگر مردم احساس کنند که صدایشان شنیده میشود و در سرنوشت کشور سهیم هستند، انگیزه بیشتری برای همراهی و ایستادگی خواهند داشت. با این حال، حفظ این انسجام و سرمایه اجتماعی، چالشی جدی است. تجربه نشان داده که پس از فروکش کردن بحرانها، ممکن است شکافهای اجتماعی دوباره نمایان شوند. بنابراین، ضروری است که سیاستگذاران و مسئولان، از این فرصت برای تقویت پایههای اعتماد عمومی استفاده کنند.
حفاظت از سرمایه اجتماعی شکل گرفته
یکی از مهمترین راهکارها، پرهیز از دوقطبیسازی جامعه است. همانطور که رئیسجمهور تأکید کرده پزشکیان افزود: «ملتی که وحدت داشته باشد و دست در دست هم بگذارد، هرگز به تسلیم وادار نخواهد شد. از اینرو هیچکس در کشور نباید خود را عقل کل بداند، هیچکس نباید تمامیتخواهی کند و هیچ جریان یا فردی حق ندارد مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم کند؛ مردم نشان دادهاند که پای کشور ایستادهاند و این انسجام باید حفظ شود.» در مقابل، باید بر اشتراکات ملی، هویت ایرانی و اهداف مشترک تأکید کرد. شفافیت در اطلاعرسانی نیز نقش کلیدی دارد. در شرایط جنگی، انتشار اخبار دقیق و بهموقع میتواند از شکلگیری شایعات و نگرانیهای بیمورد جلوگیری کند. رسانهها در این میان مسئولیتی سنگین بر عهده دارند؛ آنها باید ضمن حفظ روحیه امید، واقعیتها را نیز بهدرستی منعکس کنند.از سوی دیگر، عدالت اجتماعی و اقتصادی یکی از پایههای اصلی سرمایه اجتماعی است. اگر مردم احساس کنند که فشارهای ناشی از جنگ بهطور عادلانه توزیع نمیشود، یا برخی گروهها از امتیازات ویژه برخوردارند، این احساس بیعدالتی میتواند به سرعت اعتماد عمومی را تضعیف کند. بنابراین، سیاستهای حمایتی هدفمند، توجه به اقشار آسیبپذیر و تلاش برای کاهش نابرابریها، از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ انسجام کمک کند.
نقش نخبگان، دانشگاهیان و فعالان مدنی نیز در این میان بسیار مهم است. آنها میتوانند با ارائه تحلیلهای دقیق، نقدهای سازنده و پیشنهادهای عملی، به بهبود تصمیمگیریها کمک کنند. البته این امر مستلزم آن است که فضای گفتوگو و نقد در جامعه باز باشد و دیدگاههای مختلف امکان طرح و بررسی داشته باشند. همچنین، تقویت هویت ملی و فرهنگی میتواند به افزایش حس تعلق و همبستگی کمک کند. استفاده از ظرفیتهای فرهنگی، هنری و رسانهای برای بازنمایی ارزشهای مشترک، تاریخ و افتخارات ملی، میتواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. در شرایطی که جنگ تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد و ابعاد رسانهای و روانی نیز دارد، توجه به این حوزهها اهمیت دوچندان مییابد.
انسجام یک ضرورت ملی
در نهایت، باید پذیرفت که سرمایه اجتماعی، پدیدهای ایستا نیست، بلکه نیازمند مراقبت و بازتولید مستمر است. جنگ میتواند فرصتی برای تقویت این سرمایه باشد، اما در عین حال، در صورت مدیریت نادرست، میتواند به فرسایش آن نیز منجر شود. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، درک این واقعیت است که قدرت واقعی یک کشور، در وحدت و همبستگی مردم آن نهفته است. ملتی که دست در دست هم بگذارد و بر اشتراکات خود تأکید کند، نهتنها در برابر تهدیدهای خارجی مقاومتر خواهد بود، بلکه میتواند مسیر توسعه و پیشرفت را نیز با اطمینان بیشتری طی کند. بنابراین، حفظ این انسجام، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت ملی است؛ ضرورتی که تحقق آن نیازمند مسئولیتپذیری همه ارکان جامعه، از حاکمیت گرفته تا مردم و نهادهای مدنی است. تنها در این صورت است که میتوان از سرمایه اجتماعی ایجادشده در این دوران حساس، بهعنوان سکویی برای آیندهای بهتر بهره برد.




