
مذاکرات «ایران محور»؛پرهیز از نگاه جناحی و تمرکز بر منافع ملی
گروه سیاسی: مذاکرات اخیر، بار دیگر ضرورت پرهیز از نگاههای جناحی و تمرکز بر منافع ملی را در عرصه سیاست خارجی برجسته کرده است. در جریان گفتوگوهایی که طی روزهای گذشته با اسلامآباد و ایالات متحده انجام شد و احتمال برگزاری دور دوم آن در روزهای آینده نیز مطرح است، واکنشهای مختلفی در سطح جامعه شکل گرفت. این واکنشها در مواردی تا آنجا پیش رفت که مسئول هیئت سیاسی ایران در این مذاکرات از سوی برخی جریانها با انتقادها و هجمههایی مواجه شد؛ جریانهایی که با رویکردی متفاوت به موضوع مینگرند.
با این حال، ارزیابیها نشان میدهد حتی اگر فرد دیگری نیز در رأس تیم مذاکرهکننده قرار داشت، احتمال تشدید دامنه این اعتراضات و واکنشهای تند وجود داشت. این فضای ایجادشده، یک نکته اساسی را یادآوری میکند و آن اینکه در مذاکرات، محور اصلی باید «ایران» باشد، نه منافع جناحی و گروهی.
در همین راستا، محمدباقر قالیباف نیز در اظهارات اخیر خود با اشاره به ماهیت مذاکرات، آن را پروژهای فراجناحی توصیف کرده که تحت نظر و با تایید رهبری پیش میرود. به گفته وی، تمامی محورهای اساسی مذاکرات در چارچوب مصالح کلان کشور تعریف شده و نمیتوان آن را در چارچوب رقابتهای سیاسی داخلی تحلیل کرد. بر این اساس، حتی اگر توافقی با آمریکا، مبتنی بر منافع کشور و با مجوز رهبری و تایید شورای عالی امنیت ملی حاصل شود، نمیتوان آن را مغایر با منافع یک جناح تلقی کرد، بلکه معیار اصلی، عدم تعارض با منافع ملی است.
بررسی شرایط نشان میدهد که ممکن است برخی جریانها اساساً با مذاکره با آمریکا موافق نباشند، اما در نهایت این منافع ملی است که باید تعیینکننده باشد. اینکه آیا شرایط کنونی ایجابکننده مذاکره است یا خیر، موضوعی است که باید بر اساس مصالح کلان کشور مورد ارزیابی قرار گیرد، نه ترجیحات جناحی.
در این میان، برخی چهرههای تندرو یا گروههایی که منافع سیاسی خود را بر منافع ملی ترجیح میدهند، کمتر به این اصل توجه دارند. با این حال، تجربههای گذشته نشان میدهد که حتی در مقاطع حساس تاریخی نیز، تصمیمگیری درباره مذاکره در چارچوب مجوزهای کلان نظام صورت گرفته است. در واقع، مذاکره با آمریکا یا هر کشور دیگری، تصمیمی نیست که بهصورت خودسرانه اتخاذ شود، بلکه در چارچوب سیاستهای کلان و با در نظر گرفتن مصالح کشور انجام میگیرد.
از سوی دیگر، این واقعیت نیز قابل توجه است که هیچ بحرانی، از جمله جنگ، نمیتواند بهصورت نامحدود ادامه یابد و در بسیاری از موارد، پایان آن نیازمند ورود به فرآیندهای دیپلماتیک و مذاکره است. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد، اولویت دادن به منافع، مصالح و امنیت کشور است. بر این اساس، اگر مذاکرات بتواند در راستای تامین منافع ملی ایران حرکت کند، باید مورد استقبال قرار گیرد. در این میان، گرایشهای سیاسی، اعم از اصلاحطلب، اصولگرا یا میانهرو، نباید به عامل تعیینکننده تبدیل شوند. آنچه باید در مرکز توجه قرار گیرد، حفظ منافع ایران، تقویت مسیر توسعه و پیشگیری از وارد شدن آسیبهای اساسی به کشور است.
محمود حسینیاصل، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز با تاکید بر اهمیت حفظ انسجام داخلی در شرایط حساس، اظهار داشت: در مقاطع بحرانی مانند جنگ یا حتی دوران آتشبس، مهمترین سرمایه هر کشور، وحدت و همبستگی ملی است. هرگونه دامن زدن به اختلافات داخلی و تشدید شکافهای سیاسی میتواند این سرمایه راهبردی را تضعیف کرده و هزینههای جبرانناپذیری برای کشور به همراه داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه در شرایط تقابل یا تنش خارجی، دشمنان بیش از هر چیز بر شکافهای داخلی تمرکز میکنند، افزود: تجربههای تاریخی نشان داده است که هر زمان جامعه دچار چنددستگی و واگرایی شده، طرف مقابل توانسته از این وضعیت بهرهبرداری کند. بنابراین، پرهیز از اختلافافکنی نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک الزام امنیتی و سیاسی است.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: در دوران آتشبس نیز شرایط تفاوت چندانی با زمان جنگ ندارد، چرا که آتشبس به معنای پایان رقابت و خصومت نیست، بلکه صرفاً تغییر در شکل آن است. در چنین وضعیتی، حفظ آرامش فضای داخلی و جلوگیری از قطبیسازی جامعه، اهمیت دوچندان پیدا میکند. هرگونه رفتار جناحی که منجر به دوقطبیسازی شود، میتواند موقعیت کشور را در عرصه بینالمللی تضعیف کند.
حسینیاصل با تاکید بر اینکه رقابتهای سیاسی باید در چارچوب منافع ملی تعریف شود، تصریح کرد: جناحها و جریانهای سیاسی باید به این درک مشترک برسند که اولویت اصلی، حفظ منافع و امنیت کشور است، نه کسب امتیاز در رقابتهای داخلی.
وی همچنین با اشاره به نقش نخبگان، رسانهها و فعالان سیاسی در مدیریت فضای عمومی، گفت: در چنین شرایطی، مسئولیت نخبگان بسیار سنگینتر است. آنها باید به جای دامن زدن به اختلافات، در جهت ایجاد همگرایی و تقویت اعتماد عمومی حرکت کنند. رسانهها نیز باید از تبدیل شدن به تریبون اختلافات جناحی پرهیز کرده و به سمت تقویت روایتهای وحدتبخش حرکت کنند.
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: عبور موفق از شرایط جنگی یا پساجنگ، نیازمند یک اجماع ملی است. اگر این اجماع شکل بگیرد، کشور میتواند با حداقل هزینه از بحران عبور کند و حتی زمینههای پیشرفت و بازسازی را فراهم سازد. اما در صورت غلبه نگاههای جناحی و اختلافافکن، نهتنها این فرصتها از بین میرود، بلکه تهدیدها نیز تشدید خواهد شد.




