یا صاحب علقمه

ای نام مبارک ۱۳۳، ای عشق جهان، به خود می بالم که خاطرم خواستی، با دل شکسته، روز تولدت، مهمانت باشم
ای نام برابر مبارک ۱۳۳، با چشمان اشک آلود میگم، تو ای اقیانوس نور و پاکی، کی میایی

ای صاحب، ای آقا، وجودت برام مقدس و صالح، چی میشه اگر، زنده باشم، بیام به دیدنت که از یارانت باشم
ای علمدار، دلم برات پر می زنه که یه گوشه با فریاد سکوت و عشق، صدات بزنم

میخوام بگم حرفهایی دارم از دعای بی کسان و از دلهایی لبریز عشق، ای بزرگ اسطوره

ای نام ۱۳۳، دلم میخواد، در علقمه کنار دستانت، تسبیح کنان با عشق فریاد و زانو بزنم

آقا با دست خالی و دل شکسته اومدم، منو دریاب و پذیرا باش

شاید همگان فکر کنند که من دیونه ام، بله من از دیدار و عشق ت، عاشق و دیونه ام

من از تبار مظلوم عاشق آمده ام، که پر شوم از آگاهی، نور و انرژی ات، شسته و پاک شوم، ای صاحب تمام دلهای عاشق
آقا، چی بگم، میدونید که سالها بود، برای دیدارتون، به هر کسی رو می زدم
عاشقانه به پرچم علمدار ت دست و بوسه می زدم
آقا دارم میام که گل دسته های زیبایت را از عشق ت، گلاب کنم
ای عباس، دل سپردم به شما، به دست صاحب خودش، آخه ما صاحب داریم یا اباصالح

من پر از فانوس و عشق، آخه ما صاحب داریم یا اباصالح
منتظر، منتظر دیدارتم آقا

برای اجابت دعا، با دل شکسته و چشمانی اشک بار، ۱۳۳ بار تکرار و هدیه که … ” یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین”

شعر از سحر فراهانی
بازیگر سریال آقای قاضی
کارگردان تئاتر و تلویزیون

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا