انقلاب در جهان سوم

امین جمشیدزاده

 آن چه مسلم است پشت هر به اصطلاح انقلاب و دگرگونی در جهان سوم بخصوص در خاورمیانه اتفاق می افتد چه ایدئولوژیک چه برای ایجاد دموکراسی؛ یک ابرقدرت در سایه ایستاده که مستقیم یا غیرمستقیم آن را مدیریت می کند.این دخالت خواه سخت افزاری،خواه نرم افزاری تا چند دهه بعد آن و تا وقتی که گروه حاکم دست از مطیع محض بودن بردارند و توسط گروه دیگر آن هم با پشتیبانی تمام قد ابرقدرت دیگری برچیده شوند ادامه دارد و اگر تاریخ معاصر جهان سوم را نظاره کرد این روال کلی و عادی همه آن ها است و اگر به سده اخیر ایران هم نگاهی اجمالی شود؛ رد پای این روایت به وفور مشاهده می شود. از کودتای سیدضیا گرفته تا روی کار آمدن رضاخان و بعدا کودتا علیه مصدق و حتی روی کار آمدن انقلاب اسلامی جملگی بدون رضایت و حمایت یک ابرقدرت پرنور اتفاق نمی افتادند! بی شک واژه مردم و یا واژه آزادی دو کلید واژه چنین تغییراتی بودند؛ اما پر واضح است که در طول تاریخ به اندازه عظمت و بزرگی این دو واژه از آن ها سو استفاده شده است؛ عدم رضایت مردم بعد از روی کار آمدن حاکمین جدید و حسرت خوردن وضعیت قبل از انقلاب موید این ادعاست ؛ قطعا فاصله زمانی تاریخی ۳۰۰ ساله بین جهان سوم و کشورهای پیشرفته همچنان مورد توجه قرار نمی گیرد در حالی که آن چه به عنوان دموکراسی در جوامع غربی حاکم است محصول ۳۰۰ سال مبارزه مدنی ؛ و بسترسازی مولفه های دموکراسی بوده و دوران گذار حداقل چنین زمانی را می طلبد؛ غیر از این مردم و دموکراسی دو واژه زیبا هستند. برای نطق های آتشین و دلنشین در میتینگ های سیاسی! البته ایجاد مجلس موسسان؛ احزاب؛ قانون اساسی؛ برگزاری انتخابات و چرخش نخبگان در مدیریت کلان و تکرار آن می تواند مشق دموکراسی باشد در دوران گذار و این شرایط باید هم توسط حاکمیت مورد تعدی قرار نگیرد و اگر در یک حکومت تمامیت خواه چنین اصلاحاتی(رفرم) صورت نگیرد (چه مردم،احزاب، NGO ها و چه حاکمیت) قطعا باعث گسل بین حاکمیت و مردم می شود و این شکاف با گذر زمان عمیق تر گردیده و با کوچک ترین تنش اقتصادی و سیاسی به انقلاب(روولوشن) منتج و منتهی می شود.برای شروع دموکراسی در کشورهای جهان سوم و خاصتا خاورمیانه باید طبقه متوسط شهری بوجود بیاید و این طبقه حد فاصل حاکمیت و توده مردم را پر کرده و پل ارتباطی باشد برای نهادینه کردن دموکراسی در ارکان قدرت و در بستر جامعه و تغییرات غیر از این فقط باعث دست به دست شدن حاکمیت و نمادهای حکومت می شود از سلطنت به جمهوری و بالعکس!

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا