ضرورت تجدیدنظر در سازمان ملل

علی بمان اقبالی

سازمان ملل مهم‌ترین نهاد بین‌المللی کمتر دقیق و حرفه‌ای شناخته شده‌ای است که به‌عنوان بهترین ابزار برای قدرت‌های بزرگ به‌ویژه دارندگان حق وتو عمل کرده و برای دیگر کشورها و دیگر ملل، مرکزی برای مجادلات لفظی تا رسیدن به راه حل مشکلات جهانی است؛ با این ویژگی که از سویی همواره سخت به راه حل می‌رسد و ابزاری برای توجیه ناتوانی‌ها بوده و از سوی دیگر قدرت‌های بزرگ در موضوعاتی چون حفظ صلح، مشاوره فنی، انتخابات دیگر کشورها، حمایت از آسیب دیدگان در مقابل بلایای طبیعی و میانجی‌گری سیاسی به آن متوسل می‌شوند. واقعیت این است از سویی در دو دهه اخیر رویکرد جنگ سالارانه در دنیا ترویج شده و تولیدکنندگان تسلیحات و تجار این بخش نیز به این رویکرد اکسیژن قوی دمیده‌اند؛ به طوری که هیچ معیار و مقرره‌ای برای شروع جنگ وجود ندارد و هر کشوری متناسب با زور و ظرفیت نظامی‌ خود برای دستیابی به رویاهای فرضی تلاش می‌نماید و از سوی دیگر در کنار اجماع جهانی در مورد ضرورت تغییر در نظم بین‌المللی؛ کشورهای مختلف بر این باورند که مجامع بین‌المللی به‌ویژه سازمان ملل نیز نیازمند تغییرات اساسی و ساز و کارهای روزآمد می‌باشد تا بتواند در پاسخگویی به شرایط جدید جهانی؛ عملکردی مؤثر و کارآمد داشته باشد. بسیاری از تحلیلگران حق وتو را مذموم می‌دانند و معتقدند در فرمول میزان و چگونگی بهره‌گیری از این حق ابزاری، تجدید نظر اساسی لازم است؛ چرا که این موضوع موجب توسل آمریکایی‌ها به یک‌جانبه‌گرایی و استفاده ابزاری از اصل مداخله نظامی‌برای پیش‌گیری از جنگ و ناامنی شده است. در سال‌های اخیر حق وتو مورد اعتراض بسیاری از کشورها قرار گرفته و حداقل کشورهای ژاپن، آلمان و هند مصرانه خواستار این حق هستند؛ در عین حال که کشورهای اسلامی نیز در قالب ماده ۲۲ بیانیه اجلاس سران در تهران خواستار چنین حقی شدند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا