
جنایت در تاکتیک شکست در استراتژی
سجاد عطازاده
اسرائیل طی دههها امنیت خود را عمدتاً بر پایه بازدارندگی سخت تعریف کرده و تلاش داشته است از طریق برتری نظامی، هرگونه تهدید را مهار کند. این استراتژی در کوتاهمدت موفقیتهایی کسب کرده، اما در سطح استراتژیک، ناتوانی در تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به ثبات سیاسی آشکار شده است.
در عملیاتهای اخیر، اقداماتی همچون بمباران زیرساختها، هدفگیری رهبران محور مقاومت و حملات برونمرزی، هرچند نتایج فوری و محسوس داشته، اما نه تنها به تثبیت امنیت بلندمدت منجر نشده، بلکه محدودیتها و تردیدهای داخلی و بینالمللی را برجسته ساخته است. به بیان دیگر، ابزارهای نظامی اسرائیل قادر به خلق نظم پایدار نیستند؛ آنها صرفاً بازتابدهنده توان محدود در اجرای اهداف سیاسی و راهبردی هستند.
این وضعیت نشان میدهد که مفهوم بازدارندگی صرفاً از مسیر ابزار سخت به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند مشروعیت، اعتماد منطقهای و همسویی سیاست داخلی و خارجی است، مؤلفههایی که اسرائیل در حال حاضر فاقد آنهاست.
قدرت پایدار مستلزم بازتولید مشروعیت است. اسرائیل طی دههها تلاش کرده بود مشروعیت عملکرد خود را بر مفاهیم امنیت و مبارزه با تروریسم بنا کند. اما حجم اقدامات نظامی در غزه و دیگر مناطق و تلفات انسانی گسترده، اعتبار این روایت را کاهش داده است.
این بحران مشروعیت تنها محدود به افکار عمومی منطقه نیست؛ بلکه در سطح بینالمللی نیز آثار خود را نشان داده است. تصویر اسرائیل دیگر با نظم و امنیت گره نخورده و بیشتر با تخریب، تنش و بیثباتی مرتبط است. این تغییر ادراکی، نتیجه انباشت واقعی عملیاتها و سیاستهای تلآویو است، نه صرفاً برداشت رسانهای.




