
نقش جامعه و رسانه در کاهش اضطراب
محمدمهدی سیدناصری / حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
در جهان امروز، کودکان نهتنها آیندهسازان جامعه، بلکه حساسترین شاخص سلامت روانی و اخلاقی آن به شمار میآیند. آنان پیش از آنکه معنای بحرانهای سیاسی یا نظامی را درک کنند، آثار روانی آن را احساس میکنند. بنابراین نحوه مواجهه جامعه با احساس امنیت کودکان، تعیینکننده کیفیت آینده اجتماعی است. در شرایطی که جامعه ایران نیز همچون بسیاری از جوامع دیگر با تنشهای منطقهای، فشارهای اقتصادی، بحرانهای زیستمحیطی و نگرانیهای اجتماعی روبهروست، پرداختن علمی و مسئولانه به سلامت روانی کودکان ضرورتی انکارناپذیر است. کودکان از نظر زیستی، شناختی و عاطفی در حال رشد هستند و هنوز ابزارهای ذهنی لازم برای تحلیل رویدادهای خشونتبار را در اختیار ندارند. در نتیجه، ناامنی را نه بهصورت منطقی بلکه بهصورت احساسی تجربه میکنند. آنان به شدت به ثبات محیط، آرامش بزرگسالان و پیشبینیپذیری زندگی وابستهاند. هرگونه اختلال در این ثبات، میتواند احساس امنیت بنیادین آنان را متزلزل سازد. جنگ و بحران تنها پدیدههایی فیزیکی نیستند؛ موج روانی آنها از طریق اخبار، فضای مجازی، گفتوگوهای بزرگسالان و نگرانیهای خانوادگی منتقل میشود.
حتی کودکانی که کیلومترها دور از میدان درگیری زندگی میکنند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند. در جامعه ایران، تجربه تاریخی جنگ، فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی و گسترش رسانهها، زمینهای فراهم کرده که حساسیت روانی خانوادهها افزایش یابد. در چنین بستری، هر تنش جدید میتواند احساس ناامنی را تشدید کند و کودکان نخستین دریافتکنندگان این اضطراب باشند. پنهانسازی کامل واقعیتها معمولاً به افزایش ترس میانجامد. کودکان خلأ اطلاعاتی را با تخیل خود پر میکنند و تخیل آنان اغلب هراسانگیزتر از واقعیت است. سکوت بزرگسالان میتواند پیام ناگفتهای از خطر و ناامنی منتقل کند. گفتوگو با کودک به معنای انتقال ترس نیست، بلکه به معنای ایجاد فهم، اطمینان و احساس امنیت است. کودکان نیاز دارند بدانند چه اتفاقی رخ داده، چه کسانی مسئول حفظ امنیت هستند و چه اقداماتی برای محافظت از آنان انجام میشود. اطلاعرسانی باید متناسب با سن، ساده، صادقانه و آرام باشد. هدف این گفتوگوها ایجاد حس کنترل و کاهش ابهام است، نه توضیح جزئیات خشونت. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد قرار گرفتن در معرض ناامنی میتواند طیفی از واکنشها را در کودکان ایجاد کند. در کوتاهمدت، نشانههایی مانند ترس، کابوس، اختلال خواب، وابستگی شدید به والدین، گوشهگیری، تحریکپذیری یا پرخاشگری دیده میشود. برخی کودکان هم دچار افت تمرکز و کاهش انگیزه تحصیلی میشوند. در بلندمدت، اضطراب مزمن، افسردگی، کاهش اعتماد اجتماعی، مشکلات هویتی و اختلال در تنظیم هیجانها ممکن است بروز یابد. کودکان خردسال به دلیل ناتوانی در بیان احساسات، اضطراب را درونی میکنند و این اضطراب ممکن است سالها بعد به شکل اختلالات روانی یا حتی مشکلات جسمانی ظاهر شود. در شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار، فشارهای خانوادگی نیز میتواند شدت این پیامدها را افزایش دهد. والدین مهمترین منبع امنیت روانی کودک هستند. کودکان از رفتار، لحن صدا و واکنشهای عاطفی بزرگسالان برداشت میکنند که آیا جهان امن است یا خطرناک. حفظ آرامش، پرهیز از بزرگنمایی خطر و پاسخگویی صادقانه به پرسشهای کودک از مهمترین اقدامات حمایتی محسوب میشود. کودکان باید فرصت بیان نگرانیهای خود را داشته باشند و احساسات آنان تأیید شود. استفاده از جملاتی که بر مراقبت و حمایت بزرگسالان تأکید میکند، میتواند احساس امنیت ایجاد کند.




