
مسئولیت اجتماعی ما در شرایط ویژه کشور
فاطمه کبیرنتاج
در شرایط ویژهای که کشور ما با آن دست به گریبان است، پرسش از مسئولیت اجتماعی هر یک از ما، دیگر یک انتخاب اخلاقی صرف نیست، بلکه به یک ضرورت هستیشناسانه برای بقای «ما» به عنوان یک جمع بدل شده است. جامعه ایران در بزنگاه کنونی، آمیزهای پیچیده از امید و ناامیدی و خستگی از شرایط را در خود جای داده است. در چنین فضایی، مسئولیت اجتماعی ما را نمیتوان به امور خیریه یا کمکهای مقطعی فروکاست؛ بلکه این مفهوم، فراخوانی است برای بازتعریف رابطه «من» با «ما» و درک این حقیقت جامعهشناختی که سرنوشت فردی ما در تاروپود سرنوشت جمعی تنیده شده است.
ما در دورهای زندگی میکنیم که کارکرد نهادهای رسمی با چالشهای عمیقی روبهروست و شکاف میان نسلها و گروههای اجتماعی رو به افزایش است. در این وانفسای بیاعتمادی به ساختارها، این کنشگران فردی و جمعی هستند که میتوانند با بازآفرینی «سرمایه اجتماعی»، از فروپاشی بیشتر همبستگی ملی جلوگیری کنند.
مسئولیت اجتماعی در این معنا، یعنی پذیرش این نقش که هر ایرانی، در هر جایگاهی که هست، میتواند و باید به مثابه یک کنشگر مدنی عمل کند. این کنش میتواند در کوچکترین مقیاسهای زندگی روزمره رخ دهد: در نحوه تعامل ما با هموطنانی که با ما هنجارها و ارزشهای یکسانی ندارند، در پرهیز از دامن زدن به قطبیسازیهای کاذب که جامعه را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم میکند، و در تلاش برای ایجاد فضاهای گفتوگو و مدارا در خانواده، محل کار و محله خود.
از منظر جامعهشناختی، آنچه یک جامعه را در برابر بحرانها مقاوم میکند، صرفاً توان اقتصادی یا نظامی آن نیست، بلکه «انسجام اجتماعی» و «تابآوری جمعی» آن است. ما امروز نیازمند بازسازی این انسجام هستیم؛ انسجامی که نه بر پایه سکوت و انفعال، که بر پایه پذیرش کثرتآرا و مدیریت مسالمتآمیز تفاوتها بنا شده باشد. مسئولیت ما در شرایط ویژه، عبور از خودآیینی فردی و درک این نکته است که التیام زخمهای جامعه، بدون مشارکت فعالانه همه ما ممکن نیست.
مسئولیت اجتماعی ما در این برهه، پاسداشت این حقیقت است که ایران، با همه تنوع و تضادهایش، خانه مشترک همه ماست. و خانه را نه با تخریب، که با مرمت و بازسازی میتوان از گزند روزگار حفظ کرد. این مرمت، از بازسازی اعتماد در روابط میان فردی آغاز میشود و تا بازتعریف رابطه ما با نهادها و ساختارهای قدرت امتداد مییابد. علاوه بر این در شرایط ویژه کنونی، ناگزیر باید به پدیدهای تلخ و در عین حال قابل تأمل اشاره کرد: «طنینانداز شدن صداهایی که خواهان مداخله بیگانگان در امور کشور هستند.»



