
پیچیدگی های مذاکره صلح با آمریکا
حمید روشنائی
بر خلاف جنگ که به آسانی آغاز می شود، صلح یک فرایند پیچیده، طولانی مدت و سخت است. در این میان صلح با آمریکا که یک خصومت ۴۷ ساله را بدنبال دارد، اگر غیر ممکن نباشد، فرایندی بسیار دشوار است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط دوستانه بین دو کشور ایران و آمریکا به خصومت گرایید. با این وجود، تا قبل از اشغال سفارت آمریکا در تهران، دولت موقت آقای بازرگان، مذاکرات غیررسمی با واشنگتن در محافل مختلف برگزار می نمود. اما پس از قطع کامل روابط، اولین مذاکرات در سال های ۵۹ و ۶۰ جهت آزادی دیپلمات های آمریکایی صورت گرفت که به بیانیه الجزایر منجر شد. سفر مک فارلین به تهران یک حرکت جسورانه برای ایجاد ارتباط مستقیم بود که موفقیتی به همراه نداشت.در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی، موضوعاتی همچون: آزادی گروگان ها، انرژی هسته ای ایران، لبنان، عراق (پس از سال ۲۰۰۳)، افغانستان (پس از ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱) و.. در دستورکار مذاکرات قرار داشت که غالبا غیر رسمی بوده اند. پس از شکست بزرگترین دستاورد مذاکرات ایران با قدرت های بزرگ از جمله آمریکا یعنی برجام، باردیگر گفتگوهایی در سطح عالی بین دوکشور در حال جریان است. مذاکراتی که همچنان پیچیدگی های خاص خود را دارد. سئوال اینجاست که دلیل این همه پیچیدگی ها چیست؟۱- بی اعتمادی: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را می توان نقطه آغازین بی اعتمادی مردم ایران نسبت به دولت آمریکا دانست. زمانی که با ترفند انگلیس، واشنگتن دولت قانونی کشورمان را سرنگون و محمدرضا پهلوی را به ایران بازگرداند. موضوعی که بعدها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عامل اشغال سفارت این کشور در تهران شد.۲- ایدئولوژی: یک نگاه ایدئولوژیک چپ گرایانه از گذشته وجود دارد که هرگونه روابط با آمریکا وغرب را نوعی نزدیکی به امپریالیسم و سلطه می داند و حتی مذاکره با آن را بر نمی تابد. در آمریکا نیز نوعی اندیشه ضد اسلام و انقلاب ایران بر مبنای اندیشه های صهیونیستی و راستگرایانه وجود دارد که آنها نیز ایران را بعنوان مرکز تروریسم و آشوب در خاورمیانه می شناسند و معتقدند منافع غرب و سرمایه داری به خطر افتاده است.۳- تحریم: تنها دو هفته پس از اشغال سفارت ایالات متحده در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، نخستین تحریم جدی علیه ایران اعمال شد. در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹، رئیسجمهور کارتر فرمان اجرایی شماره ۱۲۱۷۰ را امضا کرد که به موجب آن تمامی داراییهای ایران در بانکهای آمریکا و مؤسسات مالی تحت کنترل این کشور، مسدود گردیدند. از آن زمان تاکنون به انحاء مختلف و با اسامی متفاوت، تحریم هایی علیه ایران به اجرا در آمده است که مهمترین آنها تحریم بانکی بصورت هوشمند می باشد. محاصره دریایی آخرین اقدام دولت آمریکا بوده که مانع از فروش نفت کشورمان شده است.۴- رژیم صهیونیستی: بزرگترین دشمن روابط دو کشور آمریکا و ایران، اسرائیل و شخص نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی می باشد. با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی در دشمنی با صهیونیسم و مقابله جویی این دو، تل آویو تلاش نموده تا تهران و واشنگتن را در روبروی یکدیگر قرار دهد. نتیجه این اقدامات، جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه رمضان می باشد.۵- نفوذ ایران: یکی از پیامدهای گسترش انقلاب اسلامی، وجود گروه های همسو و افزایش نفوذ ایران در منطقه است. مسئله ای که با هژمونی آمریکا و خواست آن در تضاد می باشد. ایالات متحده از اینکه گروه های طرفدار ایران را در گوشه گوشه منطقه غرب آسیا در مقابل خود می بیند، به وضوح رنج می برد و خواهان قطع ارتباط تهران با آنهاست.۶- قدرت موشکی: یکی از موضوعات مهمی که در سال های اخیر خودنمایی می کند و به یک مسئله اساسی برای آمریکا تبدیل شده است، قدرت موشکی ایران و حملات موثر آن در جنگ ها می باشد. برد ۲ هزار کیلومتری موشک های ایران که می تواند سرزمین های اشغالی را پوشش دهد، از اهمیت بالایی برای آمریکا برخوردار است و خواهان کاهش برد و تعداد آنها می باشد.۷- مدیریت تنگه هرمز: با وجود آنکه خلیج فارس و تنگه هرمز برای قرن ها در جوار سرزمین ما و تحت حاکمیت ایران بوده است، اما برای اولین بار در جنگ ۴۰ روزه، ایران از آن بعنوان یک اهرم جهت مقابله با دشمنان خود استفاده کرد و به نوعی قدرت بازدارندگی آن را شناخت و همین موضوع، بلوک غرب را به وحشت انداخته است.۸- فشارهای داخلی: هر دو کشور ایران و آمریکا با فشارگروه های داخلی برای ممانعت از مذاکرات صلح مواجه هستند. در آمریکا لابی صهیونیست، گروه های ایرانی و آمریکایی ضد انقلاب اسلامی، محافل راستگرای تندرو و.. به شدت بدنبال برهم زدن هرگونه توافق بین دو کشور هستند. در داخل ایران نیز گروه های اصولگرا و مخالف غرب و همچنین افراد ذی نفوذی که منافعشان ایجاب می کند با آمریکا و اروپا روابط نزدیکی برقرار نشود، با هرگونه مذاکره مستقیم و مصالحه مخالفند. آنچه مذاکرات صلح ایران و ایالات متحده را پیچیده کرده است، هم سابقه تاریخی روابط، هم اقدامات دولت های دوکشور، هم طرف های ثالث و هم شرایط داخلی آنها می باشد. برای گشودن این کلاف سردرگم نیاز به زمان، گفتگو و حسن نظر است. این درحالی است که افرادی همچون ترامپ با رفتار غیر طبیعی خود نه تنها کمکی به مذاکرات نمی کنند بلکه موجب پیچیده تر شدن آن می نمایند.




