خوانشی متفاوت از رویارویی ایران و آمریکا

اسما نجیبی باهر

 قسمت اول: از منظر یونگ، کهن‌الگوها بیش از آنکه روایت‌هایی تاریخی باشند، ساختارهای بنیادین ناخودآگاه جمعی هستند که خود را در قالب اسطوره‌ها، نمادها و روایت‌های فرهنگی متجلی می‌کنند. از این رو، آنچه در عرصه سیاست و تاریخ مشاهده می‌شود، خود کهن‌الگوها نیستند؛ در واقع ما با صورت‌های نمادینی روبه‌رو هستیم که این الگوهای بنیادین در بسترهای فرهنگی و تاریخی مختلف به خود می‌گیرند. یونگ در مقاله وتان (۱۹۳۶) تلاش کرد نشان دهد بحران‌های بزرگ تاریخی تنها برخاسته از رقابت نیروهای سیاسی و اقتصادی نیستند؛ در کنار آن‌ها لحظاتی وجود دارد که کهن‌الگوهای نهفته در ناخودآگاه جمعی فعال می‌شوند. اهمیت این مقاله در شخصیت اساطیری وتان نیست، اساسا ارزش آن در این انگاره است که جوامع در لحظات بحرانی برای تفسیر واقعیت و معنا بخشیدن به تجربه‌های جمعی خود، به روایت‌ها، اسطوره‌ها و نمادهای ریشه‌دار تاریخی بازمی‌گردند.
در کنار اینکه جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل در چارچوب محاسبات امنیتی، رقابت‌های منطقه‌ای، بازدارندگی هسته‌ای، سیاست داخلی و ملاحظات ژئوپلیتیکی تحلیل می‌شود، چارچوب یونگی به ما کمک می‌کند بفهمیم بازیگران مختلف چگونه این جنگ را معنا می‌کنند و روایت‌های اسطوره‌ای در بسیج افکار عمومی، مشروعیت‌بخشی به سیاست‌ها و بازنمایی دشمن چه نقشی ایفا می‌کنند. به بیان دیگر، اگر واقع‌گرایی به ما بگوید چرا جنگ رخ می‌دهد، رویکرد یونگی می‌تواند توضیح دهد که طرف‌های درگیر چگونه جنگ را فهم و تفسیر می‌کنند.
مقصود از این قیاس آن نیست که بگوییم هر جامعه دارای کهن‌الگویی واحد و مسلط است یا رفتار آن را به یک الگوی نمادین محدود کنیم؛ هدف اصلی تبیین این مسئله است که در شرایط بحرانی، برخی الگوهای نمادین و روایت‌های ریشه‌دار بیش از سایر عناصر فرهنگی فعال و برجسته می‌شوند و در شکل‌دهی به ادراک جمعی از تهدیدها، فرصت‌ها و دشمنان نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کنند.
در مورد ایران، یکی از مهم‌ترین منابع معنایی را می‌توان در سنت دیرپای تقابل میان حق و باطل دید؛ الگویی که در لایه‌های مختلف تاریخ و فرهنگ ایرانی حضوری مداومی داشته است. این الگو از برخی مضامین اساطیری ایران باستان تا روایت‌های شیعی از عدالت، مقاومت و ظلم‌ستیزی تداوم یافته و در دوره‌های بحران مجددا برجسته شده است. بنابراین در چنین شرایطی، بخشی از گفتمان سیاسی و اجتماعی کشور تمایل پیدا می‌کند تهدیدهای خارجی را فراتر از چالش‌هایی امنیتی، و در قالب رویارویی نیروهای متضاد اخلاقی و هویتی تفسیر کند. در کنار این الگو، سنت‌های حماسی و ایثارمحور همچون روایت‌های آرش و رستم در میراث اسطوره‌ای ایران و نیز فرهنگ شهادت سنت شیعی در شکل‌دهی به حافظه جمعی ایرانیان نباید غافل بود؛ زیرا همین روایت‌ها و نمادها هستند که در لحظات تنش و جنگ ظرفیت بالایی برای بسیج عاطفی و معنابخشی به تجربه جمعی ایجاد می‌کنند. البته این بدان معنا نیست که همه ایرانیان جهان را از دریچه این دیدگاه نظاره می‌کنند، در واقع این امر نشان می‌دهد که الگوهای نمادین همچنان بخشی از ذخیره معنایی جامعه ایران را تشکیل می‌دهند و در نحوه فهم و بازنمایی رویدادهای سیاسی اثرگذارند. همان‌گونه که در ایران می‌توان ردپای برخی الگوهای نمادین را در فهم جنگ مشاهده کرد، در دیگر جوامع درگیر نیز روایت‌های تاریخی خاصی در شکل‌دهی به ادراک تهدید نقش دارند. در خصوص اسرائیل نیز می‌توان از مجموعه‌ای از روایت‌های تاریخی و نمادین سخن گفت که در ادراک تهدید نقش مهمی ایفا می‌کنند. تجربه تاریخی تبعید، آزار، هولوکاست و دغدغه بقا، بخشی از حافظه جمعی جامعه اسرائیل را شکل داده است. در چنین بستری، تهدیدات امنیتی اغلب فراتر از یک چالش نظامی صرف درک می‌شوند و به مسئله‌ای وجودی تبدیل می‌گردند. برخی پژوهشگران برای توصیف این وضعیت از مفهوم عقده ماسادا استفاده کرده‌اند؛ مفهومی‌که به نقش داستان مقاومت یهودیان در دژ ماسادا در شکل‌دهی به ذهنیت مقاومت و بقا اشاره دارد. همچنین ارجاعات مکرر به برخی روایت‌های کتاب مقدس در گفتمان سیاسی نشان می‌دهد که چگونه خاطره تاریخی و نمادهای دینی همچنان در بازآفرینی و شکل‌دهی به ادراک تهدیدها و فرصت‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ هرچند درباره میزان تأثیر آن بر سیاست معاصر اسرائیل اجماع کاملی وجود ندارد. ایالات متحده نیز اگرچه سیاست خارجی خود را عمدتا با زبان منافع ملی، نظم بین‌المللی و ارزش‌های لیبرال توضیح می‌دهد، اما از نوعی خودآگاهی تاریخی ویژه نیز برخوردار است. از تصور شهر بر فراز تپه در سنت پیوریتنی گرفته تا ایده رهبری جهان آزاد در قرن بیستم، نوعی احساس رسالت تاریخی در بخش‌هایی از فرهنگ سیاسی آمریکا مشاهده می‌شود. این روایت، آمریکا را فقط یک قدرت بزرگ نمی‌بیند، در کنار آن برایش نقشی اخلاقی در حفظ نظم جهانی قائل است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا