وقتی داستان‌ها موسیقی می‌گیرند، تجربه‌ای بی‌سابقه در ادبیات ایران

در جهانی که کلمات و رنگ‌ها حرف اول را می‌زنند، بهناز صفری با قلمش قصه می‌سازد، با ترانه‌اش جان می‌بخشد، و با رنگ‌ها روحش را به بوم‌ها و اشیا منتقل می‌کند. او نویسنده‌ای است که در کنار روایت‌های عاشقانه و معمایی، موسیقی را هم به داستان‌ها تزریق می‌کند و صدای پنهان شخصیت‌هایش را به ترانه‌ای زنده بدل می‌سازد. نگاهش به زندگی، نگاه یک خبرنگار کنجکاو است؛ دقیق، ریزبین و پر از روایت‌هایی که در سکوت کشف می‌شوند. او هنرمندی است که قلم و رنگ و کلمات را با یک ریتم شاعرانه به هم پیوند می‌زند و مخاطب را در دنیایی از احساس، راز و خلاقیت غرق می‌کند.

مصاحبه اختصاصی با بهناز صفری؛ نویسنده، ترانه‌سرا، نقاش و فعال مطبوعاتی لطفاً خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید. من بهناز صفری هستم؛ نویسنده‌ای که سال‌هاست میان کلمات، جهان‌های تازه‌ای می‌سازم. نوشتن برای من یک انتخاب نبود؛ مسیری بود که ناخودآگاه در آن افتادم و فهمیدم تنها جایی است که می‌توانم تمام احساسات و تجربه‌هایم را زندگی کنم. داستان و تخیل، خانه‌ اصلی من‌اند. چه شد که مسیر حرفه‌ای شما به نویسندگی ختم شد؟ نویسندگی از کودکی همراهم بود. من از دل لحظه‌های کوچک، از حرف‌های نگفته آدم‌ها و از نگاه به زخم‌ها و آرزوهایشان به نوشتن رسیدم. کم‌کم فهمیدم داستان تنها راهی است که اجازه می‌دهد حقیقت‌های پنهان را لمس کنم. امروز می‌دانم نوشتن شغل من نیست؛ سرنوشت من است. از کتاب‌هایی که تاکنون منتشر کرده‌اید بگویید. تا امروز چند رمان در ژانرهای عاشقانه، معمایی و روان‌شناختی نوشته‌ام  از جمله؛ سایه شدم تا تو بمانی، عاشقانه اعتراف می کنم، وقتی خورشید غروب می کند، والاحضرت و ماه عمارت از انتشارات آراسبان. کافه خیال از انتشارات علی. رویایت را گردگیری کن دو جلدی با تم روانشناسی. علاوه بر این‌ها، چندین کتاب دیگر در دست آماده‌سازی دارم. از جمله مهره برنده و عاشق تر از پاییز . هر رمان برایم یک سفر جدید بوده. سفری به اعماق احساسات و رازهای انسان. سبک شخصی یا امضای نوشتاری شما چیست؟ همیشه میان عشق و معما قدم می‌زنم. شخصیت‌هایم را از دنیای واقعی انتخاب می کنم و قصه‌هایم لایه‌های پنهانی دارند. به گفت‌وگوی روانشناسانه، جزئیات احساسی و ساختن فضایی رازآلود علاقه دارم. امضای من این است؛ هیچ چیز، آن‌طور که به نظر می‌رسد ساده نیست. تا آن جایی که اطلاع دارم فعالیت هنری شما محدود به نویسندگی نیست. کمی درباره فعالیت‌های دیگر بگویید. در حوزه فیلمنامه‌نویسی، تولید محتوا، مشاوره نویسندگی و روایت‌پردازی برای پروژه‌های رسانه‌ای فعالیت دارم. همچنین روی طراحی روایت برای سریال‌ها، طرح‌های سینمایی و تولیدات فضای مجازی کار کرده‌ام. برای من، هنر یک راه واحد نیست؛ یک جهان چندشاخه است که دوست دارم در همه مسیرهایش قدم بگذارم. سابقه مطبوعاتی شما چیست؟ در نشریات و رسانه‌های مختلف به‌عنوان گزارش‌نویس، ستون‌نویس، مصاحبه‌گر و دبیر سرویس فعالیت داشته‌ام. نوشتن در مطبوعات به من کمک کرد نگاه تیزبین‌تری پیدا کنم و آدم‌ها را عمیق‌تر ببینم؛ چیزی که بعداً در رمان‌هایم تأثیر زیادی گذاشت. علاقه شما به نقاشی از کجا شروع شد و در چه سبک‌هایی فعالیت دارید؟ نقاشی برای من نوعی رهایی است؛ سکوتی که میان رنگ‌ها پیدا می‌شود و گاهی آرامشی محض. در زمینه نقاشی رنگ‌روغن، اکرولیک و نقاشی روی اشیا کار می‌کنم و همیشه معتقدم رنگ‌ها، زبان دوم احساسات من‌اند. کار با رنگ برایم آرامشی می‌آورد که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. شما جزو معدود نویسندگانی هستید که برای رمان‌های خودتان ترانه هم می‌نویسید. از این تجربه بگویید. ترانه‌سرایی برای من ادامه طبیعی داستان‌گویی است. برای بیشتر رمان‌هایم ترانه‌ای با اسم همان کتاب می‌سرایم و  ترانه‌ها توسط خواننده‌های مختلف نیز اجرا شده‌اند. تا امروز نویسنده‌ای نبوده که خودش برای رمان‌هایش ترانه بسُراید و آن ترانه‌ها مستقل اجرا شود، و این برایم افتخار بزرگی است. شعر و ترانه، صدای پنهان شخصیت‌هایم هستند؛ گاهی یک بیت می‌تواند تمام حس یک فصل را زنده کند. چه چیزی شما را در مسیر نوشتن نگه داشته؟ پاسخش ساده است: آن لحظه‌ای که خواننده می‌گوید «داستانت مرا با خودش برد.» برای همین می‌نویسم—تا لمس کنم و لمس کنم. نوشتن برایم راه زنده ماندن است. در حال حاضر روی چه پروژه‌هایی کار می‌کنید؟ : چند رمان جدید، یک فیلمنامه بلند، چند تاتر برای اجرای روی صحنه، همچنین در حال تکمیل نسخه نهایی برخی کتاب‌ها برای چاپ هستم. این مسیر برایم تمام‌نشدنی‌ است.

آیا در حوزه نویسندگی نیز فعالیت آموزشی دارید؟ پاسخ: بله، آموزش نویسندگی از جمله فعالیت‌های اصلی من است. این دوره‌ها به‌صورت حضوری در فرهنگسراها و سرای محله‌ها برگزار می‌شود و همچنین برای علاقه‌مندانی که امکان حضور ندارند، کلاس‌های مجازی نیز فراهم شده است. تلاش می‌کنم در این دوره‌ها علاوه بر آموزش تکنیک، به پرورش نگاه خلاق و هویت شخصی نویسنده نیز توجه ویژه داشته باشم. درباره کافه‌کتابی که به‌تازگی افتتاح کرده‌اید، توضیح می‌دهید؟ پاسخ: کافه‌کتاب فضایی فرهنگی و صمیمی برای گردهمایی اهل قلم، کتاب‌دوستان و علاقه‌مندان به هنر است. هدف ما ایجاد محیطی پویا برای گفتگوهای ادبی، جلسات نقد کتاب، رونمایی آثار و کشف استعدادهای تازه است. این مجموعه تلاش دارد کتاب را از قفسه‌های خاموش بیرون بیاورد و به متن زندگی روزمره مردم بازگرداند. سخن پایانی شما برای نویسندگان نو قلم چیست؟ پاسخ: به نویسندگان جوان توصیه می‌کنم پیش از آن‌که به انتشار فکر کنند، به خواندن بیندیشند؛ بسیار بخوانند، عمیق ببینند و صبورانه بنویسند. نوشتن مسیر شهرت نیست، مسیر شناخت خویشتن است. از نقد نترسند، استمرار داشته باشند و اجازه دهند تجربه و زیست شخصی‌شان در کلماتشان جاری شود. هر قلمی اگر صادق باشد، روزی راه خود را پیدا خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا