
نرگس ملکزاده / کارشناس آموزشوپرورش
کاهش حضور دانشآموزان، بهویژه در هنرستانها و مقاطع متوسطه متاسفانه محسوس است. معلم سر کلاس حاضر است، چه برای ۱۰ نفر درس بدهد چه برای ۳۰ نفر، اما وقتی دانشآموز با اختیار خودش به مدرسه نمیآید، دیگر نمیتوان همه چیز را متوجه آموزشوپرورش دانست. در برخی مدارس حتی کلاسها به دلیل غیبت دانشآموزان عملا تشکیل نمیشود.
بیثباتی آموزشی از دوران کرونا تا امروز همچنان تداوم دارد و تجربه طولانی آموزش مجازی، تعطیلیهای مکرر به دلایلی مانند آلودگی هوا، ناآرامیهای اجتماعی و مناسبتهای متعدد، باعث شده مرز آموزش حضوری و غیرحضوری برای دانشآموزان کمرنگ شود. دانشآموز پایه دهم میگوید نمیآیم مدرسه، فیلمشهای آموزشی درسها را میبینم؛ این تفکر اهمیت مدرسه را برای کودکان زیر سوال میبرد. مدرسه دیگر تنها مرجع آموزش تلقی نمیشود و برای دانشآموز جایگزین پیدا شده است. سختگیریهای انضباطی نیز در چنین فضایی کارآمدی سابق را ندارد چرا که هر گونه برخورد با واکنش خانوادهها مواجه میشود و معلم و مدیر را در موقعیت دفاعی قرار میدهد. انگار نوعی بلاتکلیفی در آموزشوپرورش شکل گرفته، کسی دقیق نمیداند چه تصمیمی درست است و چطور میشود مدرسه را به همان معنای اصیلش برگرداند.
پیامدهای این وضعیت پیش از هر کجا، در افت تحصیلی نمایان شده است. تجربه امتحانات نیمسال به دلیل تعطیلیهای پیدرپی چند بار لغو شدند و در نتیجه انگیزه مطالعه در دانشآموزان کاهش یافت؛ دانشآموز وقتی میبیند به هر شکل که باشد در پایان قبول میشود و امکان استفاده از تبصره و تسهیلات وجود دارد، احساس عقبماندن نمیکند. بنابراین در این شرایط مدرسه برایش ضرورتی حیاتی ندارد. شکاف میان آموزش مجازی و حضوری بهدرستی مدیریت نشده و تسهیلگریهای نظام آموزشی، هر چند با هدف کاهش فشار نمره و اصلاح سختگیریهای گذشته انجام شده، در عمل بخشی از فرایند یادگیری را رها کرده است؛ مسالهای که در پایه دوازدهم و امتحانات نهایی خود را به صورت ناگهانی و جدی نشان میدهد. از نگاه این کارشناس، مدرسه امروز آینهای از تحولات اجتماعی و سیاسی بیرون از خود است؛ تحولی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، میتواند در سالهای آینده پیامدهای عمیقتری بر کیفیت آموزش در کشور بر جای بگذارد.




