
جواد شکری نوده
امروزه بسیاری از کشورها در پی تقویت مناسبات داخلی و ارتقای کارایی تصمیمگیریها هستند و این هدف را با روشهای مختلف دنبال میکنند. با این حال، صرف گسترده کردن برنامهها و ایجاد ارتباطات گسترده، به خودی خود تضمینی برای موفقیت و رسیدن به نتایج مؤثر نیست. آنچه اهمیت دارد، انتخاب مسیرها و ابزارهایی است که تأثیر عمیقی بر اقتصاد، اجتماع و روند تصمیمگیری در کشور داشته باشند.
یکی از روشهای مؤثر و رایج در این زمینه، استفاده از فرآیند مذاکره و تعامل سازنده میان نهادها، گروهها و جریانهای مختلف است. هرگونه همکاری و پیوند بین بخشهای مختلف کشور میتواند از همین مسیر شکل گیرد، به شرط آنکه بر اساس اصول، قوانین و موازین منطقی انجام شود.
تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که مذاکرات و تعاملات داخلی همواره در راستای حفظ منافع ملی و تقویت انسجام اجتماعی انجام شدهاند. این روزها اصطلاح «مذاکره» بارها شنیده میشود و مانند هر موضوع مهم دیگری، موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. با این حال، با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی کنونی، به نظر میرسد موافقان تعامل سازنده و تصمیمگیری جمعی در جایگاه بالاتری قرار دارند.
سیاست عرصه قدرت و تصمیمگیری است و به تبع آن، شامل چالشها، رقابتها، بحرانها و اتحادهای داخلی میشود. اتخاذ تصمیمات درست در زمان مناسب میتواند اثرگذاری بالایی داشته باشد و هنگامی که این تصمیمها با ارزیابی واقعبینانه و توجه به پایههای اجتماعی اتخاذ شوند، پذیرش عمومی را به دنبال خواهد داشت. غلبه بر مشکلات و حرکت به سوی توسعه اقتصادی و اجتماعی، فرآیندی جمعی است و هر فرد با در نظر گرفتن نقش خود در پیشرفت جامعه میتواند سهمی در موفقیت این مسیر ایفا کند. تصمیمگیری به موقع، علاوه بر مدیریت چالشها، فرصتهای تازهای نیز ایجاد میکند.
در مسیر تصمیمگیری و تعامل جمعی، برابری و احترام متقابل میان گروهها و جریانهای مختلف اهمیت ویژهای دارد. حفظ این توازن قدرت، تضمین میکند که تصمیمات نه یکجانبه بلکه مبتنی بر همکاری و تفاهم همگانی شکل بگیرند و تأثیر مثبت خود را بر جامعه داشته باشند.
اگر تعامل و مذاکره را مقدمهای برای دستیابی به توافق و تصمیمگیری درست در نظر بگیریم، باید پذیرفت که مسیر از گفتگو تا حصول نتایج پایدار، دشوار و پرچالش است. با این حال، پذیرش تعامل و تمایل به همکاری، نشانه عقلانیت و حسن نیت در مدیریت امور کشور است و راهی کمهزینه و مؤثر برای رسیدن به اهداف بزرگتر فراهم میکند.
توجه به منافع ملی و جدا کردن آن از منافع شخصی یا جناحی میتواند تکیهگاه محکمی برای موفقیت تصمیمها و ایجاد اتحاد در دورههای حساس باشد و زمینهای برای پیشرفت پایدار و جمعی فراهم کند.




