مدرسه، نوجوانان و چالش‌های نوظهور

 گروه جامعه: در سال‌های اخیر، حضور نوجوانان در تحولات اجتماعی که به آنها «مشارکت نسل زد» می گویند، به یکی از موضوعات قابل‌توجه در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. گسترش دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی و تغییر الگوهای ارتباطی میان نسل‌ها، باعث شده است که دانش‌آموزان بیش از گذشته نسبت به مسائل پیرامون خود حساس باشند و واکنش نشان دهند. این وضعیت، نظام‌های آموزشی، حقوقی و اجتماعی را با پرسش‌های تازه‌ای درباره نحوه مواجهه با کنشگری نوجوانان روبه‌رو کرده است.
در اعتراضات سال ۱۴۰۱ موضوع بازداشت دانش‌آموزان برای نخستین‌بار به‌طور جدی در فضای رسانه‌ای مطرح شد. در آن مقطع، مسئولان وقت، این اقدام را در چارچوب حفظ امنیت مراکز آموزشی و جلوگیری از آسیب‌های احتمالی ارزیابی کردند. در روزهای اخیر نیز، گزارش‌هایی درباره بازداشت تعدادی از دانش‌آموزان منتشر شده است. این گزارش‌ها بار دیگر توجه افکار عمومی را به نسبت میان مدرسه، نوجوانان و سازوکارهای انتظامی و قضایی جلب کرده است.
مدرسه در اغلب نظام‌های آموزشی، صرفاً محل انتقال دانش نیست، بلکه نهادی اجتماعی و تربیتی محسوب می‌شود که نقش مهمی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان دارد. از این منظر، هرگونه تنش یا تجربه ناایمن در فضای مدرسه می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک رویداد مقطعی داشته باشد. پژوهش‌های آموزشی نشان می‌دهند که احساس امنیت روانی در محیط مدرسه، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت تحصیلی، مشارکت اجتماعی و سلامت روان دانش‌آموزان است.
در سطح بین‌المللی، اسناد مرتبط با حقوق کودک بر این اصل تأکید دارند که کودکان و نوجوانان حق دارند دیدگاه‌های خود را بیان کنند و در امور مرتبط با زندگی‌شان مشارکت داشته باشند. هم‌زمان، این اسناد تصریح می‌کنند که برخوردهای انتظامی و قضایی با افراد زیر ۱۸ سال باید به‌صورت محدود، متناسب و تنها در شرایط استثنایی صورت گیرد. بسیاری از کشورها بر همین اساس، سازوکارهای جایگزینی مانند گفت‌وگوهای مدرسه‌محور، مداخلات اجتماعی و حمایت‌های روانی را به‌جای بازداشت در اولویت قرار داده‌اند.
تجربه جهانی نشان می‌دهد که مشارکت نوجوانان در اعتراضات اجتماعی پدیده‌ای محدود به یک کشور یا منطقه خاص نیست. در سال‌های اخیر، دانش‌آموزان و جوانان در کشورهای مختلف، از اعتراضات زیست‌محیطی گرفته تا مطالبات آموزشی و اقتصادی، نقش فعالی ایفا کرده‌اند. واکنش دولت‌ها به این مشارکت‌ها متفاوت بوده است؛ برخی کشورها تلاش کرده‌اند با ایجاد فضاهای گفت‌وگو و کانال‌های رسمی مشارکت، این انرژی اجتماعی را مدیریت کنند و برخی دیگر با رویکردهای سخت‌گیرانه‌تری مواجه شده‌اند. گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد که رویکردهای مبتنی بر گفت‌وگو و حمایت اجتماعی، در بلندمدت نتایج پایدارتری در کاهش تنش‌ها داشته‌اند.
از منظر حقوقی، در بسیاری از نظام‌های قضایی، برای کودکان و نوجوانان قواعد ویژه‌ای در نظر گرفته شده است. این قواعد معمولاً بر اصل کاهش مداخله کیفری، استفاده حداقلی از بازداشت و توجه به شرایط سنی و روانی تأکید دارند. در این چارچوب، بازداشت موقت به‌عنوان یک اقدام استثنایی تلقی می‌شود و قانون‌گذاران تلاش کرده‌اند با پیش‌بینی روش‌های جایگزین، از پیامدهای منفی آن جلوگیری کنند. دلیل این رویکرد، توجه به آثار بلندمدت برخوردهای کیفری بر مسیر زندگی افراد در سنین پایین است.
از دیدگاه روان‌شناسی رشد، نوجوانی دوره‌ای حساس در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی است. در این مرحله، فرد در حال آزمون نقش‌ها، باورها و روابط اجتماعی است و تجربیات این دوره می‌توانند تأثیرات ماندگاری بر آینده او داشته باشند. مطالعات متعدد نشان می‌دهند که تجربه‌هایی مانند بازداشت یا مواجهه با فضای امنیتی، اگر بدون حمایت روانی و اجتماعی کافی رخ دهد، ممکن است به افزایش اضطراب، بی‌اعتمادی اجتماعی و گسست از نهادهای رسمی منجر شود. این پیامدها نه‌تنها فرد، بلکه محیط آموزشی و اجتماعی اطراف او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.
در چنین شرایطی، نقش مدرسه و نظام آموزشی برجسته‌تر می‌شود. بسیاری از متخصصان آموزش معتقدند که مدرسه می‌تواند به‌عنوان واسطه‌ای میان نوجوانان و سایر نهادهای اجتماعی عمل کند؛ فضایی که در آن گفت‌وگو، شنیده‌شدن و حل مسئله به‌صورت مسالمت‌آمیز تمرین می‌شود. ایجاد سازوکارهایی برای بیان نظر، انتقاد و مشارکت دانش‌آموزان، می‌تواند از انتقال تنش‌ها به بیرون از محیط مدرسه جلوگیری کند و احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری را در میان نوجوانان تقویت کند.
در نهایت، آنچه در بررسی این موضوع اهمیت دارد، توجه هم‌زمان به ابعاد آموزشی، حقوقی و روانی است. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که برخورد تک‌بعدی با پدیده مشارکت اجتماعی نوجوانان، معمولاً به نتایج مطلوب منجر نمی‌شود. در مقابل، رویکردهایی که بر ترکیب امنیت، آموزش، گفت‌وگو و حمایت اجتماعی استوارند، توانسته‌اند تعادل پایدارتری میان نظم اجتماعی و حقوق نسل جوان ایجاد کنند.
موضوع بازداشت دانش‌آموزان، صرف‌نظر از زمینه‌های وقوع آن، فرصتی برای بازاندیشی در نقش مدرسه، شیوه‌های مواجهه با نوجوانان و سازوکارهای مدیریت تعارض‌های اجتماعی است. پرداختن به این مسئله در چارچوبی کارشناسی و غیرسیاسی، می‌تواند به شکل‌گیری راه‌حل‌هایی کمک کند که هم منافع عمومی و هم سلامت روان و آینده نسل جوان را در نظر بگیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا