لزوم بازاندیشی درباره یارانه ها

علی‌رضا علوی‌‏تبار

 هر از چندگاه بحث یارانه‌‏ها در ایران بالا می‌‏گیرد و دیدگاه‏‌های متعارضی در مورد آن طرح می‌‏شود و طرفین بحث دیدگاه خود را علمی و واقع‏‌بینانه نامیده و دیدگاه مقابل را تخیلی و مخرب می‏‌دانند. به‌نظرم مفید آمد که برخی خطوط کلی را در مورد بحث یارانه‌‏ها یادآوری کنم تا شاید کمک اندکی باشد برای عمیق‌‏تر شدن بحث‏‌ها و ایجاد زبان مشترک برای درک متقابل. اغتشاش در اندیشه و نگرش موجب بی‏‌عملی می‏‌شود و یا اقدام‌‏های هیجانی و مخرب. باید کمک کنیم تا از چنین اغتشاشی‏ دور شویم.
۱) هر «توصیه و تجویزی» از نظر منطقی نیازمند دو پایه است. یکم پایه «توصیفی و تبیینی» و دوم پایه «ارزشی و هنجاری». نقش سنتی و موجّه علوم اجتماعی، توصیف و تبیین و پیش‏‌بینی مشروط آینده است. پایه‌‏های ارزشی و هنجاری را باید از منابع دیگری گرفت: حقوق، اخلاق، ایدئولوژی، قانون و… . از مقدمات توصیفی و تبیینی نمی‌‏توان به‌گونه‌‏ای منطقی به نتایج ارزشی و هنجاری رسید. تبیین علمی همواره در سایه نظریه‌‏ها و نظم‌‏های عام تجربه‌‏پذیر صورت می‌‏گیرد. بدون یک نظریه علمی نمی‏‌توان یک پدیده را تبیین علمی کرد. تبیین علمی، یعنی یک پدیده خاص را مصداقی از یک نظم عام قرار دهیم. بنابراین برای توصیه و تجویز در زمینه یارانه‌‏ها (خط‏‌مشی‌‏گذاری و برنامه‌‏ریزی) علاوه بر «علم اقتصاد» نیازمند جهت‏‌گیری‌‏های مشخص و تعریف‌شده‏‌ای هستیم که ارزش‏‌ها و هنجارهای مورد قبول ما را مشخص کند. در زمینه توصیف و تبیین نیز باید چارچوب نظری مورد قبول خود را مشخص کنیم. فراموش نکنیم که نظریه‌‏ها و طرح‌‏های ذهنی بر مشاهده تقدم دارند و رنگ خود را بر آنها می‏‌زنند.
چارچوب نظری منتخب من «علم اقتصاد» متعارف است. یعنی اقتصادِ خُردِ نئوکلاسیکی و اقتصادِ کلانِ کینزی و بعد کینزی. کم و بیش از مباحث مطرح در «فلسفه علم اقتصاد» مطلع‌ام و علم اقتصاد متعارف را به‌عنوان یک «برنامه پژوهشی» نگاه می‏‌کنم و دیدگاه لاکاتوشی در مورد «علوم اجتماعی» و از جمله علم اقتصاد دارم، لذا آگاهانه از ورود بیشتر به این بحث خودداری می‌‏کنم.
برای توصیف (بیان ویژگی‌‏ها) و تبیین (بیان چرایی و چگونگی) یارانه باید از همین اقتصاد متعارف بهره گرفت. البته برای تحلیل آن به‌عنوان پدیده‌‏ای «جاری» و  نه «پدیده‏‌اى تاریخی و ساختاری». اقتصاد سیاسی برای تحلیل تاریخی و ساختاری چارچوبی ضروری است.
۲) یارانه از دید اقتصاد خُرد یعنی پایین آوردن قیمت کالا‏ها برای مصرف‌‏کننده‌های نهایی و یا پایین آوردن هزینه عوامل تولید برای بنگاه اقتصادی. وقتی به کالا و خدمتی یا عامل تولیدی یارانه می‌‏دهید، یعنی آن را با قیمتی به بازار ارائه می‏‌کنید که پایین‏‌تر از قیمت آن با فرض فقدان یارانه است. تا اینجا کم‌‏وبیش روشن و بی‏‌ابهام است، اما پیامدهای چنین رفتاری کمتر مورد توجه قرار می‌‏گیرد. مطابق یافته‌‏های اقتصاد خُرد هنگامی‌که قیمتی را برای کالا یا خدمتی تعیین می‌‏کنیم که پایین‏‌تر از قیمت آن در بازار آزاد است، برای آن کالا یا خدمت (یا عامل تولید)، «مازاد تقاضا» پدید می‌‏آید. یعنی «مقداری» که تقاضاکنندگان می‌‏خواهند و می‏‌توانند بخرند، بیش از مقداری است که عرضه‌‏کنندگان می‌‏توانند و می‌‏خواهند که بفروشند. بحث من بر سر عادلانه یا غیرعادلانه بودن قیمت در بازار آزاد نیست و فقط به پیامد قابل پیش‌‏بینی آن اشاره می‏‌کنم. لازم است روشی پیش گرفته شود که این «مازاد تقاضا» برطرف گردد. کالابرگ (کوپن)، سهمیه‌‏بندی و صف از روش‏‌های متعارف برای مقابله با مازاد تقاضا هستند. از این رو، هر کس از تعیین قیمت پایین‌‏تر از قیمت بازار آزاد برای یک کالا دفاع می‌‏کند باید برای مقابله با مازاد تقاضای ناشی از آن هم طرحی‏ داشته باشد.
نکته قابل توجه دیگر این است که دادن یارانه به یک کالا یا خدمت یا عامل تولید، به‌معنای تشویق مصرف بیشتر آن است. در شرایط پیش از پرداخت یارانه (قیمت‌‏های بازار آزاد) باز هم همیشه خانواده‌‏ها یا بنگاه‏‌ها بر اساس توان و تمایل خود اقدام به خرید می‌‏کنند، اما ممکن است دولت‏‌ها به نمایندگی از جامعه و با در نظر گرفتن مصالح و منافع بلندمدت جامعه به این نتیجه برسند که باید مصرف آنها (یا استفاده از آن عامل تولید) را افزایش دهند. در مورد کالاها و خدماتی که دراصطلاح به‏ آنها شایسته یا درخور توجه (merit goods) می‌‏گویند پرداخت یارانه موجه و قابل دفاع است، کالا یا خدماتی چون: آموزش، بهداشت عمومی، لبنیات و پروتئین‌‏ها و… ممکن است ذیل این عنوان قرار گیرند و به آنها یارانه پرداخت شود. اما باید دلیل موجهی برای آنها داشت. مثلاً لبنیات و گوشت به‌دلیل نقشی که در سلامتی و رشد بازی می‏‌کنند، می‌‏توانند از یارانه برخوردار شوند. اما در مورد سایر کالا‏ها و خدمات باید از تشویق به مصرف آنها خودداری کرد. گاه ممکن است فقط در دوره خاصی کالایی یا خدمتی را مشمول یارانه ساخت. مثلاً در شهری با رفت‌وآمد انبوه ممکن است از پرداخت یارانه به جابه‌‏جاگری با وسایل نقلیه عمومی دفاع کرد. به‌عنوان مثال دیگر ممکن است برای ایجاد مزیت نسبی در تولید و صادر کردن یک کالا به عوامل تولید آن یارانه پرداخت کنیم. حامل‌‏های انرژی در ایران به‌دلیل ارزان‌‏تر بودن (به‌طور مقایسه‏‌ای) ممکن است برای کالاهای ساخته شده در ایران نوعی مزیت نسبی برای رقابت‌‏های صادراتی ایجاد کنند. در همه این ‏حالت‌ها بایستی توجیه و توضیح مشخصی برای پرداخت یارانه وجود داشته باشد.
۳) اگر پرداخت یارانه را با پرداخت نقدی مقایسه کنیم، رضایت خاطر (مطلوبیت) ناشی از «کمک نقدی» بیشتر از «یارانه» است. دلیل آن هم روشن است. نحوه خرج کردن کمک نقدی بر عهده گیرنده است. یعنی کمک نقدی دایره انتخاب و قدرت انتخاب مصرف‏‌کننده را افزایش می‏‌دهد، او می‌‏تواند خودش تصمیم بگیرد که این کمک نقدی را صرف خرید کدام کالا یا خدمت کند. آزادی انتخاب مطلوبیت مصرف‏‌کننده را افزایش می‌‏دهد. در حالی‌که یارانه یک یا چند کالا و خدمت را دربر می‌‏گیرد و مصرف آنها را تشویق می‏‌کند. در تعیین اینکه کدام کالا مشمول یارانه شود، تصمیم‌‏گیرنده اصلی پرداخت‌کننده یارانه است و نه مصرف‌‏کننده نهایی. بر این اساس نباید نگران شد که تبدیل یارانه به کمک نقدی ممکن است موجب نارضایتی مصرف‏‌کنندگان شود. در صورت برابری این دو در افزایش قدرت خرید مصرف‏‌کننده، رضایت‌ خاطر ناشی از کمک نقدی بیشتر خواهد بود.
۴) اغلب شنیده می‏‌شود که به دولت توصیه می‏‌کنند که اگر یارانه پرداختی به کالا یا خدمتی قطع و یا با کمک نقدی جایگزین شود، باید تعیین قیمت آن کالا را به سازوکار بازار واگذار کرده و قیمت تعیین شده در نتیجه مواجهه و مبادله آزاد میان عرضه‏‌کنندگان و تقاضاکنندگان پذیرفته شود. آیا با توجه به دانش اقتصاد خُرد، چنین توصیه‌‏ای موجه است؟ در وضعیتی که هم در طرف تقاضا و هم در طرف عرضه رقابت کامل وجود داشته باشد، بله این توصیه موجه است. در وضعیت رقابتی هم تقاضاکنندگان و هم عرضه‌‏کنندگان، «گیرنده قیمت» هستند و نه «سازنده قیمت». اما اگر در بازار با انحصار کامل فروش و انحصار کامل خرید مواجه باشیم، وضعیت فرق می‌‏کند. با توجه به واقعیت‌‏های اقتصادی ایران انحصار کامل فروش پدیده‌‏ای شایع در جامعه ماست. این انحصار کامل فروش (وجود تنها یک عرضه‌‏کننده در مقابل تعداد بسیار تقاضاکننده)، ممکن است به‌دلیل آنچه در اقتصاد «انحصار طبیعی» نامیده می‌‏شود، اتفاق افتد. مثلاً در مورد مخابرات که ساختار هزینه متوسط آن به‌گونه‌‏ای است که هر چقدر میزان تولید بالاتر رود، هزینه متوسط تولید کاهش می‏‌یابد، از نظر اجتماعی موجه است که عرضه و فروش در اختیار یک بنگاه انحصاری قرار گیرد. گاه ممکن است انحصار کامل فروش به‌دلیل قانونی (قانون اساسی و یا قانون موضوعه عادی) صورت گیرد. مانند نفت که مطابق با قانون در تملک دولت (به نمایندگی عموم) قرار می‌‏گیرد.
به هر حال در شرایط انحصاری، فروشنده و عرضه‌‏کننده انحصاری دیگر، «گیرنده قیمت» نیست و می‏‌تواند «سازنده قیمت» باشد، در حالی‌که تقاضاکنندگان چنین توانی را ندارند. در اقتصاد مسئله کلاسیکی در مقایسه میان بازار انحصاری و بازار رقابتی وجود دارد که بر اساس آن عرضه‏‌کننده انحصاری می‏‌تواند با محدودکردن عرضه خود، قیمت را بالا ببرد و از آن منتفع گردد. در شرایط انحصار کامل فروش و عرضه، قیمت‏‌گذاری نباید تنها به اراده و نفع انحصارگر بستگی داشته باشد. در این نوع از بازار در قیمت‌‏گذاری نقش داشتن دولت و نمایندگان مصرف‏‌کنندگان در تعیین قیمت کالای عرضه شده به بازار موجه بوده و می‌‏توان از آن دفاع کرد. تعیین قیمت در شرایط انحصاری را نمی‌‏توان صرفاً به سازوکار بازار سپرد.
۵) یارانه (یا معادل آن کمک نقدی) را باید به همه جامعه پرداخت یا به بخش خاصی از آن؟ پاسخ به این سوال بستگی به هدفی دارد که از پرداخت یارانه دنبال می‌‏شود. گاه کالا یا خدمتی ارزان (به‌طور نسبی) یا رایگان در اختیار مردم قرار می‌‏گیرد چون بخشی از اموال عمومی است که همگان نسبت به آن ذی‌حق هستند. در این حالت بخشی یا همه آنچه که به یک فرد تعلق می‌‏گیرد از طریق این ابزار به او منتقل می‏‌گردد. گاه هدف از پرداخت یارانه، افزایش قدرت خرید قشرهای پایین جامعه و تأمین نیاز‏های اساسی آنهاست، در این وضعیت یارانه فقط به بخش‏‌های خاصی از جامعه پرداخت می‌شود. گاه هدف تشویق مردم به مصرف بیشتر کالا یا خدمتی خاص (مثلاً آموزش) است، در این حالت نیز پرداخت عمومی یارانه می‌‏تواند توجیه مناسبی داشته باشد. بنابراین نمی‌‏توان یک حکم کلی را پذیرفت و توزیع یارانه را براساس آن سامان داد.
نکته‌‏ای که باید به آن توجه کرد این است که یارانه می‌‏تواند بر بازتوزیع درآمد در جامعه اثر بگذارد. همانطور که گفته شد پرداخت یارانه موجب پیدایش مازاد تقاضا می‌‏شود و میان قیمت یارانه‏‌ای و قیمت در بازار آزاد فاصله‌‏ای پدید می‌‏آورد. افرادی که کالا یا خدمتی را به‌صورت یارانه‌‏ای دریافت می‌‏کنند، می‏‌توانند از طریق فروش این کالا یا خدمت در بازار آزاد درآمدی (به اندازه فاصله میان دو قیمت) به‌دست آورند. این واقعیت انگیزه‌‏ای قدرتمند برای به‌دست آوردن کالا و خدمت به قیمت یارانه‏‌ای به‌وجود می‏‌آورد و به نوبه خود می‏‌تواند به تبانی و گاه فساد دامن زند. از این رو پرداخت یارانه و اختصاص کالا یا خدمات یارانه‌‏ای، به برخی از قشرها و گروه‌‏ها، ممکن است با هدف تأمین درآمد برای آنها و تغییر توزیع درآمد به نفع آنها صورت گیرد.
آنچه تاکنون گفته شد تکرار دانشی است که از طریق اقتصاد خُرد به ما ارائه می‌‏شود. مهم این است که ما این نظم‏‌های‏ عام را در هر مورد خاصی که قرار است در مورد یارانه آن فکر کنیم، به یاد آورده و مورد بحث قرار دهیم. به‌عنوان مثال یک‌بار از دریچه این مباحث به «بنزین» نگاه کنید. بنزین یک کالای شایسته یا درخور توجه نیست که جامعه بخواهد مصرف بیشتر آن را تشویق کند. به‌ویژه اگر بنزین کالای مکمل جابه‌‏جاگری خصوصی باشد. استفاده از وسایل جابه‏‌جاگری عمومی کالایی است که تشویق آن به نفع جامعه است. بنابراین پرداخت یارانه به بنزین با هدف تشویق مصرف بیشتر آن قابل توجیه نیست. اما ممکن است بتوان آن را به‌دلیل برخورداری کشور از ذخایر نفت و تعلق این ذخایر به همه مردم توجیه کرد. در این صورت پرداخت یارانه بنزین به خودروهای شخصی توجیه ندارد و باید آن را به «افراد» (و نه خودرو‏ها و صاحبان خودرو) پرداخت کرد. اگر به‌جای پرداخت یارانه به بنزین، «پرداخت نقدی» معادل آن انجام گیرد، رضایت خاطر مردم (میزان مطلوبیت مصرف‏‌کنندگان) افزایش خواهد یافت. اعطای بنزین با قیمت یارانه‌‏ای به بخشی از جامعه، برای آن بخش امکانی برای کسب درآمد ایجاد خواهد کرد که کسانی که بنزین یارانه‌‏ای نگرفته‌‏اند از آن محروم خواهند بود. به‌دلیل آنکه بازار بنزین دارای ساختار «انحصار کامل فروش» است، رها کردن تعیین قیمت آن به سازوکار بازار اقدامی در جهت تقویت توان فروشنده انحصاری و کاهش توان خریداران رقابتی خواهد بود. اگر بنزین به‌عنوان یک عامل تولید، برای بنگاه‏‌های اقتصادی در نظرگرفته شود، پرداخت یارانه به آن هزینه تولید بنگاه‏‌ها را کاهش داده و قدرت رقابت آنها را افزایش می‌‏دهد. این اتفاق می‏‌تواند برای صادرات کشور نوعی مزیت نسبی فراهم آورد. در مجموع با توجه به وضعیت موجود، تداوم پرداخت یارانه‌‏ها شاید ناممکن باشد، اما جایگزین موجه آن آزادسازی قیمت‌‏ها نیست. / مشق نو

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا