
طلاق والدین یکی از واقعیتهای تلخ و تأثیرگذار در زندگی کودکان است که میتواند پیامدهای عمیقی بر سلامت روان آنها و ساختار جامعه داشته باشد. این پدیده اگر بهدرستی مدیریت نشود، آسیبهایی جدی و ماندگار به همراه خواهد داشت.
۱. آسیبهای روانی بر فرزندان
فرزندان طلاق ممکن است با احساساتی مانند غم، اضطراب، ناامنی و تنهایی مواجه شوند. این وضعیت میتواند منجر به بروز اختلالات روانی مانند افسردگی، پرخاشگری یا انزواطلبی شود. همچنین بسیاری از این کودکان با افت تحصیلی، کاهش تمرکز و ضعف در روابط اجتماعی روبهرو میشوند. در آینده نیز ممکن است در ایجاد روابط عاطفی دچار بیاعتمادی یا ترس از تعهد شوند.
۲. پیامدهای اجتماعی برای جامعه
طلاق باعث افزایش هزینههای اجتماعی میشود؛ از جمله هزینههای خدمات مشاورهای، حمایتی و درمانی. در برخی موارد، فرزندان طلاق در معرض خطراتی چون بزهکاری، فرار از خانه یا اعتیاد قرار میگیرند که این موضوع میتواند نرخ آسیبهای اجتماعی را افزایش دهد.همچنین افزایش طلاق میتواند ساختار خانواده و هنجارهای فرهنگی را دستخوش تغییر کرده و باعث تضعیف انسجام اجتماعی شود.
۳. راهکارها: ارائه خدمات مشاورهای به والدین و فرزندان، آموزش مهارتهای ارتباطی و مقابله با استرس به کودکان، ایجاد شبکههای حمایتی برای خانوادههای آسیبپذیر.
نتیجهگیری: با آگاهیرسانی، حمایت روانی و اجتماعی، میتوان از بسیاری از پیامدهای منفی طلاق بر فرزندان و جامعه پیشگیری کرد.




