
گروه اقتصادی: در حالی که تورم در ایران به مرزهای هشداردهندهای رسیده و قدرت خرید خانوارها هر روز بیشتر فرسوده میشود، زندگی متوسط برای یک ایرانی معمولی به یک معادله پیچیده و پرهزینه تبدیل شده است. طبق گزارشهای اخیر مرکز آمار ایران، متوسط هزینه سالانه یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۲ به حدود ۲۰۶ میلیون تومان رسیده بود که با تورم ۴۸.۳ درصدی، این رقم در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۳۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است. پیشبینی صندوق بینالمللی پول (IMF) نیز نشان میدهد که نرخ تورم در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴ شمسی) به ۲۹.۵ درصد میرسد، هرچند آمارهای داخلی از روند صعودی بالاتر حکایت دارند. این گزارش، بر اساس دادههای بهروز از منابع رسمی و بینالمللی، به بررسی هزینههای مختلف یک زندگی متوسط (برای یک خانوار سهنفره در شهرهای بزرگ مانند تهران) میپردازد، دلایل سختتر شدن این وضعیت را تحلیل میکند و راهکارهای پیشنهادی یک اقتصاددان را بهطور مفصل مرور مینماید.
هزینههای خوراک: سفرهای که هر روز کوچکتر میشود
خوراک، یکی از اساسیترین نیازهای زندگی، بخش قابل توجهی از بودجه خانوار ایرانی را به خود اختصاص میدهد. بر اساس گزارش بانک مرکزی از بودجه خانوار در سال ۱۴۰۲، حدود ۲۹ درصد از هزینههای ناخالص خانوارهای شهری (معادل ۱۰۱.۷ میلیون تومان سالانه) به خوراکیها و آشامیدنیها اختصاص دارد که نسبت به سال قبل ۴۴ درصد افزایش یافته است. در سال ۱۴۰۴، با تورم نقطهبهنقطه خوراکیها که در بهمنماه ۱۴۰۳ به ۳۵.۳ درصد رسیده، هزینه ماهانه خوراک برای یک خانوار متوسط سهنفره حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان تخمین زده میشود.
برای مثال، سبد خوراکی ماهانه شامل ۲۰ کیلوگرم برنج (حدود ۲ میلیون تومان)، ۱۰ کیلوگرم گوشت قرمز (۷ میلیون تومان با توجه به سهم ۷.۸۷ درصدی گوشت از هزینههای خوراکی)، ۱۵ کیلوگرم مرغ (۳ میلیون تومان)، سبزیجات و میوه (۲ میلیون تومان) و لبنیات (۲ میلیون تومان) میشود. گزارش مرکز آمار نشان میدهد که در سال ۱۴۰۲، تورم گروه “میوه و خشکبار” و “سبزیجات” (مانند گوجهفرنگی و پیاز) بیش از ۶۰ درصد بوده است. در تهران، یک وعده غذای ساده برای سه نفر در رستوران متوسط حدود ۴۵۰ هزار تومان هزینه دارد، که برای خانوادهای با درآمد متوسط (حدود ۳۰-۴۰ میلیون تومان ماهانه)، تفریح غذایی را به ندرت ممکن میسازد. طبق شاخص در سال ۲۰۲۳ (بهروزرسانی ۱۴۰۴)، ایران با شاخص هزینه زندگی ۳۵.۲ در رتبه ۶۲ جهان قرار دارد، اما تورم خوراکیها این مزیت را خنثی کرده و سفره خانوار را به یکسوم اندازه سال ۱۳۸۱ کاهش داده است.
پوشاک: از ضرورت به تجمل
پوشاک، که زمانی بخشی حاشیهای از هزینهها بود، اکنون با تورم ۱۵-۲۰ درصدی در بازار نساجی، فشار مضاعدی وارد میکند. گزارش اتحادیه تولید و صادرات نساجی ایران نشان میدهد که تورم پوشاک در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ درصد بوده، عمدتاً به دلیل وابستگی به واردات الیاف و ماشینآلات. برای یک خانوار متوسط، هزینه سالانه پوشاک حدود ۵-۷ میلیون تومان است، شامل لباسهای فصلی برای سه نفر (۲-۳ میلیون تومان برای هر فرد).
در تهران، یک جفت کفش متوسط ۱-۲ میلیون تومان و لباسهای روزمره ۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان قیمت دارد. مرکز آمار ایران در گزارش ۱۴۰۲ تأکید میکند که سهم پوشاک از کل هزینه خانوار تنها ۳ درصد است، اما با افزایش ۵۰ درصدی قیمتها در دو سال اخیر، این بخش به یکی از نقاط فشار تبدیل شده. رکود بازار پوشاک، ناشی از کاهش قدرت خرید، باعث شده بسیاری از خانوادهها به سمت کالاهای دستدوم یا حداقل خرید روی آورند. اقتصاددانان هشدار میدهند که این روند، نه تنها کیفیت زندگی را کاهش میدهد، بلکه بر سلامت روانی جامعه نیز تأثیر منفی میگذارد.
مسکن: سنگینترین بار زندگی
مسکن، با سهم ۴۸ درصدی از هزینههای غیرخوراکی خانوار، بزرگترین چالش یک زندگی متوسط است. طبق گزارش مرکز آمار، متوسط هزینه سالانه مسکن در تهران در سال ۱۴۰۲ به ۳۳۰ میلیون تومان رسیده، که با تورم ۵۰.۶ درصدی، در ۱۴۰۴ به بیش از ۵۰۰ میلیون تومان میرسد. اجاره یک آپارتمان ۷۰ متری در محله متوسط تهران ماهانه ۲۰-۲۵ میلیون تومان است، در حالی که خرید مترمربع مسکن حدود ۱۰۰-۱۵۰ میلیون تومان هزینه دارد.
هزینه ساخت آپارتمان در سال ۱۴۰۴، طبق سازمان نظام مهندسی، مترمربعی ۱۵-۲۵ میلیون تومان است، که شامل اسکلت، مصالح و تاسیسات میشود. در شهرستانها، این رقم ۸-۱۵ میلیون تومان است، اما مهاجرت به حاشیه شهرها به دلیل گرانی، مشکلات ترافیکی و اجتماعی را افزایش داده. گزارش بانک مرکزی نشان میدهد که ۹۸ درصد درآمد خانوارهای متوسط صرف مسکن و خوراک میشود، و تنها ۲ درصد برای تفریح باقی میماند. تحریمها و افزایش قیمت مصالح وارداتی، این هزینه را دوچندان کرده است.
ماشین از ضرورت به لوکس
مالکیت ماشین برای یک خانواده متوسط، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است، اما هزینههای آن سرسامآور است. قیمت یک خودروی داخلی متوسط مانند پراید یا تیبا در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰۰-۵۰۰ میلیون تومان است، در حالی که واردات خودروهای خارجی با تعرفههای بالا، آن را به بیش از ۲ میلیارد تومان میرساند. هزینه ماهانه سوخت، بیمه و تعمیرات حدود ۲-۳ میلیون تومان است، با توجه به قیمت بنزین ۳۰۰۰ تومانی که علیرغم ارزان بودن، ترافیک و آلودگی را تشدید کرده. حملونقل عمومی در تهران، مانند مترو (۴۰ هزار تومان روزانه) یا اتوبوس، گزینه ارزانتری است، اما با تورم ۵۷.۸ درصدی حملونقل در ۱۴۰۲، هزینه ماهانه برای یک فرد حدود ۱ میلیون تومان میشود. هزینه تاکسی اینترنتی در تهران ۱۵۰ هزار تومان برای مسیر متوسط است، که برای خانواده، مجموعاً ۳-۴ میلیون تومان ماهانه میطلبد.
تفریحات فراموششده
تفریح، با سهم تنها ۱.۳ درصدی از هزینهها، به یک آرزوی دور شده است. گزارش مرکز آمار از افزایش ۷۷.۳ درصدی هزینههای تفریح در ۱۴۰۲ حکایت دارد، اما برای خانوار متوسط، بودجه ماهانه تفریح حدود ۱-۲ میلیون تومان است. بلیت سینما ۲۰۰-۳۰۰ هزار تومان، سفر داخلی (مانند شمال) ۱۰-۱۵ میلیون تومان برای سه نفر، و رستوران متوسط ۴۵۰ هزار تومان برای دو نفر. با تورم ۷۱.۸ درصدی رستورانها، بسیاری از خانوادهها به تفریحات خانگی روی آوردهاند. اقتصاددانان تأکید میکنند که این کمبود، منجر به کاهش کیفیت زندگی و افزایش استرس اجتماعی میشود.
یک زندگی متوسط چقدر آب میخورد؟
برای یک خانوار سهنفره متوسط در تهران، هزینه ماهانه کل حدود ۵۰-۷۰ میلیون تومان است: ۱۵-۲۰ میلیون خوراک، ۵-۷ میلیون پوشاک (سالانه)، ۲۰-۲۵ میلیون مسکن، ۳-۴ میلیون حملونقل، و ۱-۲ میلیون تفریح. درآمد متوسط (طبق گزارش ۱۴۰۳) حدود ۳۰-۴۰ میلیون تومان است، که کسری ۲۰-۳۰ میلیونی را ایجاد میکند. در شهرستانها، این رقم ۳۰-۵۰ میلیون تومان است، اما مهاجرت به شهرها برای کار، چرخه را بدتر میکند. گزارش سازمان ملل پیشبینی میکند رشد اقتصادی ایران در ۱۴۰۴ تنها ۳.۱ درصد باشد، که با تورم ۲۸.۴ درصدی، قدرت خرید را ۲۵ درصد کاهش میدهد. دلایل افزایش هزینهها چندلایه است. نخست، تورم مزمن: میانگین تورم بلندمدت ایران ۱۶ درصد است، اما در دهه ۹۰ به بیش از ۴۰ درصد رسیده، عمدتاً به دلیل کسری بودجه دولت و چاپ پول (افزایش نقدینگی ۶ برابری در دهه گذشته). تحریمهای اقتصادی، دسترسی به مواد اولیه را محدود کرده و قیمت واردات را ۶۵ درصد افزایش داده. نوسانات ارزی، با دلار بالای ۸۰ هزار تومان، هزینههای وارداتی مانند گوشت و پوشاک را دوچندان کرده. گزارش IMF تأکید میکند که تورم ایران ۶.۵ برابر میانگین جهانی است، و رشد ضعیف بهرهوری (کمتر از ۱ درصد سالانه) تولید را فلج کرده. دوم، نابرابری درآمدی: متوسط درآمد خانوار شهری در ۱۴۰۲ حدود ۱.۶۶۹ میلیون ریال (۱۶۶ میلیون تومان سالانه) بود، اما ۹۸ درصد صرف مسکن و خوراک میشود. استان تهران گرانترین (۳۳۰ میلیون تومان) و آذربایجان غربی ارزانترین (۱۰۷ میلیون تومان) است، اما بیکاری جوانان (بالای ۲۰ درصد) و کاهش ارزش ریال، قدرت خرید را نابود کرده. سوم، سیاستهای ناکارآمد: وابستگی ۷۵ درصدی بودجه به نفت، و افزایش ۳۰ درصدی بودجه نهادها در ۱۴۰۴، در حالی که پروژههای عمرانی ۲۰ درصد کاهش یافته، فشار را بر مردم بیشتر میکند. گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران هشدار میدهد که ژئوپلیتیک و تنشهای تجاری، رشد را به ۱.۳ درصد محدود کرده است.
راهکارهای خروج از این وضعیت
دکتر وحید شقاقی شهری، اقتصاددان برجسته ایرانی و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، دیدگاه جامعی درباره راهکارهای خروج از این وضعیت ارائه میدهد. او معتقد است که اقتصاد ایران در یک “تله تورمی” گرفتار شده که ریشه در ساختارهای ناکارآمد و سیاستهای کوتاهمدت دارد. شقاقی شهری میگوید: «مشکل اصلی اقتصاد ایران، وابستگی بیش از حد به نفت و سیاستهای پولی انبساطی است که نقدینگی را ۶ برابر در یک دهه افزایش داده. این چرخه تورمی، همراه با تحریمها، قدرت خرید را نابود کرده و زندگی متوسط را غیرممکن ساخته.» او سه محور اصلی برای خروج از این وضعیت پیشنهاد میدهد:
اصلاح ساختار بودجه و کاهش وابستگی به نفت: شقاقی شهری تأکید میکند که بودجه دولت باید از وابستگی ۷۵ درصدی به درآمدهای نفتی رها شود. او پیشنهاد میدهد که مالیاتهای پیشرونده بر ثروت و داراییهای غیرمولد (مانند املاک لوکس و زمینهای بلااستفاده) جایگزین درآمدهای نفتی شود. این اقدام، ضمن کاهش کسری بودجه (که در سال ۱۴۰۳ به ۴۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده)، فشار بر چاپ پول و تورم را کاهش میدهد. او هشدار میدهد که بدون این اصلاح، تورم تا سال ۱۴۰۵ به ۳۵-۴۰ درصد میرسد. تقویت تولید داخلی و بهرهوری: شقاقی شهری معتقد است که رشد بهرهوری در ایران (کمتر از ۱ درصد سالانه) باید به حداقل ۳ درصد برسد. این امر نیازمند سرمایهگذاری در فناوری، آموزش نیروی کار، و حذف موانع تولید است. او مثال میزند که صنعت نساجی، با وجود پتانسیل بالا، به دلیل وابستگی به واردات و فرسودگی ماشینآلات، نمیتواند با تورم ۲۰ درصدی پوشاک رقابت کند. او پیشنهاد میدهد که دولت مشوقهای مالیاتی برای صنایع کوچک و متوسط ارائه دهد و با همکاری بخش خصوصی، زنجیرههای تولید داخلی را تقویت کند.
دیپلماسی اقتصادی و کاهش تحریمها: شقاقی شهری تأکید میکند که بدون کاهش فشارهای بینالمللی، اقتصاد ایران نمیتواند نفس بکشد. او میگوید: “تحریمها هزینههای وارداتی را ۶۵ درصد افزایش داده و دسترسی به مواد اولیه را محدود کرده. مذاکرات هدفمند برای کاهش تحریمها، همراه با گسترش تجارت با همسایگان مانند چین، هند و ترکیه، میتواند شوک ارزی را مهار کند.” او به تجربه تجارت با چین در سال ۱۴۰۳ اشاره میکند که حجم تجارت دوجانبه را به ۳۰ میلیارد دلار رسانده و معتقد است این مدل باید به سایر کشورها گسترش یابد.
شقاقی شهری همچنین بر نقش سیاستهای پولی تأکید دارد: «بانک مرکزی باید نرخ بهره را با تورم واقعی هماهنگ کند و از سیاستهای انقباضی برای مهار نقدینگی استفاده کند.» او هشدار میدهد که اگر نقدینگی (با رشد ۳۰ درصدی سالانه) کنترل نشود، دلار تا پایان ۱۴۰۴ به ۱۰۰ هزار تومان خواهد رسید. او همچنین به ضرورت افزایش دستمزد متناسب با تورم اشاره میکند، اما تأکید دارد که این اقدام باید با افزایش تولید و بهرهوری همراه باشد تا به تورم بیشتر منجر نشود. در نهایت، شقاقی شهری معتقد است که بدون اصلاحات ساختاری، زندگی متوسط به یک رویای دور از دسترس تبدیل خواهد شد. او میگوید: “مردم ایران شایسته زندگی باکیفیت هستند، اما این مستلزم تصمیمگیریهای شجاعانه و بلندمدت است. دولت باید از سیاستهای پوپولیستی دست بکشد و به سمت اقتصاد شفاف و رقابتی حرکت کند.» اقتصاد زندگی در ایران، نه تنها یک مسئله مالی، بلکه یک بحران اجتماعی است. دولتها باید از توصیههای کارشناسان بهره ببرند تا این چرخه معیوب شکسته شود. بدون اقدام فوری، زندگی متوسط به حاشیه رانده خواهد شد، و فاصله طبقاتی عمیقتر خواهد شد.




