حلقه گمشده ایده‌های سیاستگذاری

علی میرزامحمدی (جامعه‌شناس)

 دکتر پزشکیان در طول یک سال اخیر فعالیت دولت خود، بارها از متخصصان، اندیشمندان و صاحبان ایده و ابتکار خواسته است که در مسیر حل مسائل کشور به دولت کمک کنند. این درخواست، در ظاهر ساده و روشن است؛ اما پرسش مهم این است: راه و سازوکار این کمک چگونه باید تعریف شود؟
تجربه نشان می‌دهد که حتی بهترین پیشنهادها، اگر متولی مشخص و سازوکار پیگیری نداشته باشند، به جایی نمی‌رسند. مشکل اصلی ایران نه فقدان ایده و تحلیل، بلکه نبود «حلقه اتصال» میان تحلیل‌گران، سیاست‌گذاران و ساختار حکمرانی است. ایده‌ها اگر این مسیر را پیدا نکنند، درست مانند پیامی در بطری خواهند بود که به دریا انداخته می‌شود: شاید به مقصد برسد، شاید هم در میان امواج سرگردان بماند.
توجه به این امر ضروری است که هر تحلیل‌گر از زاویه تخصص خود به موضوع نگاه می‌کند: اقتصاددان دغدغه رشد و ثبات دارد، جامعه‌شناس بر سرمایه اجتماعی و نابرابری تأکید می‌کند، و متخصص محیط‌زیست درباره بحران منابع هشدار می‌دهد. این دیدگاه‌ها بخشی از حقیقت‌اند و تنها در کنار هم تصویری جامع می‌سازند. بنابراین، وجود نهادی برای ترکیب و هم‌افزایی این دیدگاه‌های متنوع ضروری است.
از سوی دیگر، فعالیت فکری و تحلیلی باید به‌عنوان سرمایه‌ای ارزشمند شناخته شود. اگر صاحبان ایده احساس کنند که تلاششان فقط برای پر کردن فضای مجازی یا حرکت های نمایشی مصرف می‌شود، دلسرد خواهند شد. در مقابل، اگر بدانند که ایده‌هایشان وارد چرخه تصمیم‌گیری می‌شود و پاداش و جایگاه شایسته‌ای دارد، کیفیت و انگیزه مشارکت آنان چند برابر خواهد شد.
به طور کلی، دولت‌ها در برابر تحلیل‌گران سه رویکرد داشته‌اند:
بی‌تفاوتی: بی‌اعتنایی به نظرات نخبگان.
استفاده ابزاری و نمایشی: بهره‌گیری از کارشناسان صرفاً برای سنجش افکار عمومی یا نمایش تکثر آرا.
بهره‌گیری واقعی در سیاستگذاری: ورود ایده‌ها و تحلیل‌ها به چرخه تصمیم‌سازی.
تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که متأسفانه کمتر شاهد بهره‌گیری واقعی ایده ها در سیاستگذاری بوده‌ایم. اما امروز، در سال دوم فعالیت دولت چهاردهم، فرصتی فراهم است تا این چرخه معیوب اصلاح شود و ایران از سرمایه عظیم فکری خود بهره‌مند گردد.
پرسش اساسی این است: آیا دولت پزشکیان می‌تواند نهادی پایدار و مؤثر برای دریافت، پالایش و تبدیل ایده‌های کارشناسی به سیاست‌های اجرایی ایجاد کند؟
پاسخ به این پرسش سرنوشت‌ساز است. اگر چنین نهادی شکل گیرد، هم پیوند میان نخبگان و دولت برقرار می‌شود و هم امید و انگیزه تازه‌ای در جامعه علمی و کارشناسی ایران دمیده خواهد شد. اما اگر این خلأ همچنان باقی بماند، حتی بهترین ایده‌ها نیز همچون گذشته در فضای رسانه‌ای سرگردان خواهند ماند.
هفته دولت فرصتی است تا نشان داده شود که این بار، صدا و ایده‌های نخبگان نه برای ویترین‌سازی بلکه برای تصمیم‌سازی واقعی شنیده می‌شوند. این همان گامی است که می‌تواند مسیر سیاستگذاری در ایران را به سوی عقلانیت، مشارکت و کارآمدی سوق دهد.
برای تحقق این هدف، پیشنهاد مشخص آن است که دولت چهاردهم «مرکز ملی ایده‌های سیاستگذاری» یا نهادی مشابه را ایجاد کند؛ مرکزی که وظیفه آن گردآوری، پالایش و اولویت‌بندی ایده‌های کارشناسی و سپس پیوند دادن آنها با دستگاه‌های اجرایی باشد. چنین نهادی می‌تواند علاوه بر ایجاد نظام تشویق برای صاحبان ایده، به شفافیت و کارآمدی سیاستگذاری نیز کمک کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا