پیرزنی با چاقو

محمدرضا دلیر

فیلم “پیرزنی با چاقو” یک فیلم اکشن کره‌ای است که به دلیل خشونت بالا و صحنه‌های مبارزه با محوریت هنرهای رزمی مورد توجه قرار گرفته است. این فیلم با روایت جدیدی از خشونت، به داستان زنی قاتل به نام «هورنکلا» می‌پردازد و فلش‌بک‌هایی برای روشن شدن گذشته شخصیت‌ها ارائه می‌دهد.
پیرزنی با چاقو» درباره پیرزنی سالخورده به نام «هورنکلا» است که کاری جز کشتن آدم‌ها ندارد. او با وجود سن بالا هنوز تمایلی به بازنشستگی از سازمان قاتلان اجیر شده ندارد. «هورنکلا» یک قاتل سنگدل به سبک «جیسون بورن» است که همه چیز برایش نقش اسلحه را دارد حتی سنجاق موهایش.
همه چیز از جایی آغاز می‌شود که «هورنکلا» درگیر احساساتی خاصی نسبت به طعمه جدیدش می‌شود. گزینه جدیدش دامپزشکی به نام «دکتر کانگ» است که با دخترش زندگی می‌کند. او به تدریج نقش پررنگی در زندگی قاتل پیدا می‌کند و همین دلیلی می‌شود تا «هورنکلا» بخواهد با دیگران ارتباط برقرار کند. در مقابل قاتلی به نام «تو وو» قراردارد. آدمی که زمانی عاشقش بود اما با اتفاقاتی که رخ داده است به رقیب تبدیل شده است.
«پیرزنی با چاقو» سرشار از زد و خوردها و بدل‌کاری‌های پیچیده است اما هوشمندانه روایتی جدید و بی‌رحم از ژانر اکشن ارائه می‌دهد. روایت فیلم همراه با فلش‌بک‌هایی که هر کدام بخشی از گذشته شخصیت‌ها را روشن می‌کند و مخاطب به خوبی دلیل این اتفاقات را می‌فهمد. در کنار شخصیت‌پردازی «هورنکلا»، رابطه او با رقیبش یعنی «بولفایت» به شدت جذاب و خیره کننده است. تعامل آن‌ها، چه در نبردهای کلامی و چه فیزیکی لبریز از تنش است و شما تا لحظات آخر نمی‌فهمید که کدام یک برنده‌اند. هر دیالوگ میان آن‌ها نشان‌دهنده تهدیدی پنهان از رازهای حل نشده است. تهدیدهایی که هر دو طرف به راحتی توان عملی کردنشان را دارند. در عین حال در کنار فیلمنامه جذاب، دو بازیگر اجراهای درستی از خود ارائه می‌دهند. باورپذیر دانستن بدل‌کاری و صحنه‌های اکشن، ویژگی اصلی این ژانر است. «پیرزنی با چاقو» در تدوین و قاب‌بندی به خوبی این موضوع را نمایش داده است. در عین حال برخی از سکانس‌ها بیش از حد ساده فیلم‌برداری شده‌اند که باعث شده فیلم ریتم یکسانی نداشته باشد.
فیلم بر اساس یک رمان در سال ۲۰۱۷ است. قرار است روایت زنی در میانه‌های دهه‌ی ۶۰ زندگی‌اش را شاهد باشیم که اکنون تبدیل به اسطوره‌ای در دنیای این قاتلان اخلاقی شده است؛ قاتلی بسیار مخوف با درصد پیروزی صددرصد در همه‌ی مأموریت‌ها. طبق کلیشه‌های این خط داستانی با بیماری‌ای که این زن در آستانه‌ی سالخوردگی را درگیر کرده مواجه می‌شویم. این ساختار حتی برای بازیگران اکشنی چون لیام نیسن و دیگران نیز کمی مشکل است و کارگردان سعی می‌کند با برش‌های اضافی در صحنه‌های اکشن واستفاده‌ی بی‌رویه از بدلکار به تصویر قابل قبولی برای مخاطب برسد. اما هیچ‌گاه این اتفاق در هیچ‌کدام از این اکشن‌ها روی نمی‌دهد. به‌نظر می‌رسد برای پرمایه‌کردن چنین اکشن‌هایی شاید فیلم «ستاره‌ی آمریکایی» مثال خوبی باشد. اینکه نویسنده در رمان خود سعی کرده از طریق این زن سالخورده و مریض کمی هم وارد فانتزی توانایی‌های او شود بازنمایی قابل قبولی جز در انیمیشن ندارد. اما در یک لایواکشن مخاطب نیاز به منطقی دارد که هم ساختار بصری و هم ساختار فیزیکی بازیگر نقش اصلی توانایی ارائه‌ی آن را داشته باشند. این اصل ابتدایی در فیلم جدید آقای مین رعایت نشده است. پس در نتیجه نوشتن از فرامتن‌‌هایی چون کهولت سن، جایگاه یک فرد سالخورده در اجتماع، اخلاقی فردی، رستگاری نهایی و امثال آن‌ها در باب این فیلم بی‌مورد است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا