وطن و جنگ ۱۲ روزه

مجید مرادی- روزهای آخر جنگ دوازده روزه، گروه گروه زنان و دختران و شماری کمتر از مردان ساکنان صهیونیست مستعمره فلسطین که می گویند با بسته شدن فرودگاه ناچار از راه دریا و هرکدام با پرداخت شش هفت هزار دلار خود را به قبرس رسانده‌اند از کشتی پیاده می‌شوند و چمدان در دست و با لبی خندان و دلی خشنود وارد خاک قبرس می شوند. گویی از جهنم گریخته اند نه از وطنی که ریشه آبا و اجدادی شان است. حق دارند چون مستعمره فلسطین وطن آنان نیست.
سکونت گاه آنان بود که با از دست دادن آن و بازگشت به وطن آبا و اجدادی شان چیزی را از دست نداده اند و حق دارند که ذره‌ای برای ترک این سرزمین اشغالی غمگین نباشند. پشت سر آنان میهنشان نبود.. سرزمین اشغالی بود با مردمی از نژادها و ملیت ها و زبان های مختلف که با هم مخلوط شده اند‌.
اما در مقابل و در ایران چهره ای نظیر پرستو فروهر با طرح شکایت کیفری از فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، خواستار تحقیقات قانونی درباره اظهارات وی در حمایت از حمله اسرائیل به ایران شده است.
ایران سکونت‌گاه اشغالی یا به تعبیر عرب‌ها مستوطنه یا وطن کاذب پرستو فروهر نیست. ایران خانه ازلی و ابدی اوست. چنان که خانه ازلی و ابدی مولوی عبدالحمید امام اهل سنت زاهدان و همه ایرانیان است. دفاع اینان از وطن، نمایش و نقش بازی نیست. مقتضای عشق به میهن است.
پرستو در آلمان هم که هست نمی‌تواند از خاک و خانه پدری در بکند هرچند خون پدر و مادرش بر این خاک ریخته شده است.
این وطن به قول قیصر امین پور جامه نیست که بتوان آن را از تن بر کند. کاری که پرستو کرد الهام بخش همه ایرانیان غیور است.
وطن پدر و مادر من است و جان من و برادر بزرگ من! آیا می توان به پدر و مادر و برادر پشت کرد؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا